جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۸۲
سال يازدهم - شماره ۳۰۱۹
يادداشت
Front Page

يادداشت جمعه
پيروزي دموكراسي؟
محمدجواد روح
آنچه ديروز در سطح شهرهاي عراق رخ داد را چه مي توان ناميد؟ البته كساني كه تا همين آخرين ساعات قبل از سقوط صدام از «مقاومت مردمي» عراقي ها دم مي زدند، انتظاري نيست كه به اين پرسش پاسخ دهند. شايد بهتر باشد پرسش خود را صريح تر مطرح كنم: «آيا آنچه كه ديروز در عراق رخ داد را مي توان «پيروزي دموكراسي» ناميد؟»
اگر پاسخ احتمالي به اين پرسش منفي باشد، مي توان دلايل مختلفي را اقامه كرد كه احتمالا اغلب آنها به «غيردموكراتيك بودن شيوه» رهايي مردم عراق از چنگ ديكتاتور و نيز نامشخص بودن سرنوشت آتي اين كشور استوار است.
از اين زاويه مي توان به نكوهش جنگ و خشونت پرداخت. منافع نيروهاي فاتح را برشمرد. انگيزه يابي سران ائتلاف مهاجم را پيشه كرد و بر پايه همه اينها گفت كه آنچه ديروز در عراق رخ داده انتقال از يك ديكتاتوري آشكار به نوعي تازه و پنهان تر از ديكتاتوري به علاوه درصد بالايي از وابستگي و عدم استقلال است.
اما به اين پرسش مي توان پاسخ مثبت نيز داد. چرا كه «ما» به عنوان ناظران بيروني كه با خشونت، نفي استقلال كشور همسايه، به هم خوردن صلح و حضور بيگانگان در منطقه مخالف هستيم، در نهايت جايگاهي والاتر از يك «ناظر بيروني» نداريم و هر كس در چنين موقعيتي، در «حاشيه» قرار دارد. «متن» تحول در عراق را مردم اين كشور تشكيل مي دهند. همان هايي كه پس از سقوط صدام حسين در سطح شهرهاي عراق به جشن و پايكوبي پرداختند و براي نظاميان و گزارشگران غربي دست تكان مي دادند، آنها خود بيش و پيش از همه ناظران بيروني كه حمله نظامي به كشور آنها را نفي مي كردند، بر اين نكته واقفند كه تماميت ارضي و استقلال كشورشان نقض شده است. با اين حال، شادمانه به استقبال ناقضان آمده اند. دليل اين رويكرد چيست؟
اينجاست كه «پيروزي دموكراسي» معنا مي يابد. مردم عراق به خواست خود رسيده اند. خواستي كه طي سه دهه گذشته و در واكنش به عملكرد رژيم امنيتي - فاشيستي بحث، كل شكل گرفته است. كنار گذاشتن رژيم حاكم به هر قيمت - حتي به بهاي تسلط بيگانه - ميوه اي است كه از درخت كاشته و پرداخته رژيم صدام حاصل شد. رژيمي كه مانع مشاركت شهروندان خود در تعيين سرنوشت خود بود و جز به پيروزي هاي ۱۰۰ درصدي رهبر تنها حزب موجود در «انتخابات»(!) را به رياست جمهوري راضي نمي شد. آنچه در عراق رخ داد «پيروزي دموكراسي» بود از آن رو كه مردم اين كشور به «خواست اوليه» خود مبني بر فرو افتادن نظم پيشين دست يافتند. خواستي كه البته تحقق آن شرط لازم و نه كافي براي حركت عراق به سوي دموكراسي به شمار مي آيد. آنچه كه از اين پس در عراق جديد رخ مي دهد، اگر باز هم مشتمل بر «پيروزي دموكراسي» باشد، مي تواند خواست ها و مطالبات مردم اين كشور را محقق سازد. بيگانگاني كه امروز با استقبال مردم عراق مواجه شده اند هم به آنچه مي خواهند، خواهند رسيد، اگر و تنها اگر تجربه صدام را فراموش نكنند.

يادداشت جمعه
پيروزي دموكراسي؟
محمدجواد روح
آنچه ديروز در سطح شهرهاي عراق رخ داد را چه مي توان ناميد؟ البته كساني كه تا همين آخرين ساعات قبل از سقوط صدام از «مقاومت مردمي» عراقي ها دم مي زدند، انتظاري نيست كه به اين پرسش پاسخ دهند. شايد بهتر باشد پرسش خود را صريح تر مطرح كنم: «آيا آنچه كه ديروز در عراق رخ داد را مي توان «پيروزي دموكراسي» ناميد؟»
اگر پاسخ احتمالي به اين پرسش منفي باشد، مي توان دلايل مختلفي را اقامه كرد كه احتمالا اغلب آنها به «غيردموكراتيك بودن شيوه» رهايي مردم عراق از چنگ ديكتاتور و نيز نامشخص بودن سرنوشت آتي اين كشور استوار است.
از اين زاويه مي توان به نكوهش جنگ و خشونت پرداخت. منافع نيروهاي فاتح را برشمرد. انگيزه يابي سران ائتلاف مهاجم را پيشه كرد و بر پايه همه اينها گفت كه آنچه ديروز در عراق رخ داده انتقال از يك ديكتاتوري آشكار به نوعي تازه و پنهان تر از ديكتاتوري به علاوه درصد بالايي از وابستگي و عدم استقلال است.
اما به اين پرسش مي توان پاسخ مثبت نيز داد. چرا كه «ما» به عنوان ناظران بيروني كه با خشونت، نفي استقلال كشور همسايه، به هم خوردن صلح و حضور بيگانگان در منطقه مخالف هستيم، در نهايت جايگاهي والاتر از يك «ناظر بيروني» نداريم و هر كس در چنين موقعيتي، در «حاشيه» قرار دارد. «متن» تحول در عراق را مردم اين كشور تشكيل مي دهند. همان هايي كه پس از سقوط صدام حسين در سطح شهرهاي عراق به جشن و پايكوبي پرداختند و براي نظاميان و گزارشگران غربي دست تكان مي دادند، آنها خود بيش و پيش از همه ناظران بيروني كه حمله نظامي به كشور آنها را نفي مي كردند، بر اين نكته واقفند كه تماميت ارضي و استقلال كشورشان نقض شده است. با اين حال، شادمانه به استقبال ناقضان آمده اند. دليل اين رويكرد چيست؟
اينجاست كه «پيروزي دموكراسي» معنا مي يابد. مردم عراق به خواست خود رسيده اند. خواستي كه طي سه دهه گذشته و در واكنش به عملكرد رژيم امنيتي - فاشيستي بحث، كل شكل گرفته است. كنار گذاشتن رژيم حاكم به هر قيمت - حتي به بهاي تسلط بيگانه - ميوه اي است كه از درخت كاشته و پرداخته رژيم صدام حاصل شد. رژيمي كه مانع مشاركت شهروندان خود در تعيين سرنوشت خود بود و جز به پيروزي هاي ۱۰۰ درصدي رهبر تنها حزب موجود در «انتخابات»(!) را به رياست جمهوري راضي نمي شد. آنچه در عراق رخ داد «پيروزي دموكراسي» بود از آن رو كه مردم اين كشور به «خواست اوليه» خود مبني بر فرو افتادن نظم پيشين دست يافتند. خواستي كه البته تحقق آن شرط لازم و نه كافي براي حركت عراق به سوي دموكراسي به شمار مي آيد. آنچه كه از اين پس در عراق جديد رخ مي دهد، اگر باز هم مشتمل بر «پيروزي دموكراسي» باشد، مي تواند خواست ها و مطالبات مردم اين كشور را محقق سازد. بيگانگاني كه امروز با استقبال مردم عراق مواجه شده اند هم به آنچه مي خواهند، خواهند رسيد، اگر و تنها اگر تجربه صدام را فراموش نكنند.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   ايران  |   تكنيك  |   جامعه  |   رسانه  |
|  شهر  |   عكس  |   كاغذ اخبار  |   كتاب  |   ورزش  |   هنر  |
|  يادداشت  |   صفحه آخر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |