گران ترين ساختمان ايران...
آنچه كه چه بسا امروزه حال به هر دليل به فراموشي سپرده شده است، لزوم همخواني روند طراحي و ساخت اين محيط با پويايي موجود در ذات فن آوري است
در يك نگاه كلي تقريبا همه چيز «خودكار» است! از دستگاه شوت زباله، كنترل سيستم نورپردازي اتاق ها و سالن ها، سيستم اعلام و اطفاي حريق، تصفيه آب شرب و...
عكس :ساتيار
گزارش اول
«بهشت نياوران»، اين نامي است كه طراح آن روي آن گذاشته است؛ جشنواره اي از فن آوري در «صنعت ساختمان» با رويكردي آگاهانه.
«ميراث فرهنگي ما فقط ابنيه و آثار تاريخي ما نيست، بلكه آنچه در حقيقت به ميراث مي ماند تفكر و عمل آگاهانه، متعهدانه و متخصصانه انسان هايي است كه سازنده اين آثار هستند...».
فن آوري فرآيندي رو به رشد است كه امروزه با تمامي ساخت هاي زندگي بشري به ويژه «محيط، مصنوع» زيست تعاملي تنگاتنگ دارد. آنچه كه چه بسا امروزه حال به هر دليل به فراموشي سپرده شده است، لزوم همخواني روند طراحي و ساخت اين محيط با پويايي موجود در ذات فن آوري است. معماري امروز بايد با مشكلات و وقايع روزمره كنار آمده، پيشرفت برق آساي علوم مختلف اعم از الكترونيك، بيوتكنولوژي، علوم رايانه و واقعيات مجازي و ... را درك كند و در نهايت با ارايه راهكارهايي ملموس در زمينه عملكرد، فرم و سازه راه خود را به سوي آينده اي متعالي هموار سازد. در يك كلام معماري زماني حايز يك بقاي تضمين شده است كه با مكان و زماني كه در آن ساخته مي شود هماهنگ بوده، با بهره گيري از فن آوري روز و در سايه فرهنگ خودي توسعه يابد...
در گوشه اي از شمالي ترين نقطه پايتخت، در دامنه كوههاي سر به فلك كشيده سلسله جبال البرز، بنايي به لحاظ ارتفاع متواضع را خواهيد يافت كه مالك آن به جاي بلند مرتبه سازي ( آنچنان كه ديگر در پايتخت عادي شده است!) ترجيح داده حتي به كمتر از حق قانوني خود از تراكم (كه اينروز ها همه جا بر سر آن دعواست!) قانع باشد؛ بنايي با زير بناي ۶هزار متر در زميني به وسعت ۵هزار متر و وسعت فضاي سبز و محوطه ۴هزار متر در ۵ طبقه.... اينجا بزرگترين ويلاي ايران است، تمثيل شاعرانه معمار از بهشتي تكنولوژي، بنايي كه ديوار آن سوراخ شده تا شاخه درخت همسايه قطع نشود و همه درخت ها در طراحي بنا دست نخورده مانده اند...اينجا به لحاظ هزينه تمام شده گرانترين ساختمان ايران است!
رضا سليمي گرگري، پژوهشگر دكتراي معماري معاون فني عمراني اداره تربيت بدني و مدير عامل مهندسين مشاور «آتب طرح آرتا، اي تي اي» كه فقط ۲۸ سال دارد مي گويد: به نظر من ۹۰ درصد ساخت و ساز ها در ايران گل بازي است [تاكيد مي كند كه اين را حتما بنويسيم]...». وي در ادامه مي افزايد: «... هيچ معماري در دانشكده، معمار نمي شود، معمار بايد مرد ساختن و عمل باشد ، معمار بايد با تكنولوژي روز دنيا قدم به قدم پيش برود، حتي اگر در كشورمان توانمندي و ابزار اجراي آن تكنولوژي را نداشته باشيم، دانش استفاده از آن را بايد كسب كنيم...». به رغم نظرات سليمي متاسفانه در كشور ما بعضا از يك طرف گرايش خام به هنر فرهنگ سنتي به صورت گرته برداري هاي صوري و از طرف ديگر عدم حركت صحيح با فرهنگ خودي و گرايش نابخردانه به سبك هاي رايج غربي كه آنها نيز بيشتر در ظواهر خلاصه شده و راه به محتوا نمي برند، شالوده ناهماهنگ و متكثري را فراهم آورده كه فعالان اين عرصه را ملزم به تحقيق و پژوهش اساسي در امر بالا بردن تكنيك هاي ساختمان سازي و همچنين استفاده از برترين فن آوري ها مي كند.
فن آوري...
مسايلي چون استاندارد كردن اجباري مصالح ساختماني، بررسي روش هاي كاهش مصرف انرژي در ساختمان هاي اداري و مسكوني، بررسي مشكلات عايق كاري ساختمان ها و معرفي شيوه هاي اقتصادي و فني عايق كاري، بررسي شيوه هاي كاهش مصرف آب، برق و گاز در واحدهاي مسكوني و... در يك كليت ساخت و سازي توام با استاندارد هاي جهاني با در نظر گيري شان و منزلت انساني كاربران، همواره از مسايل اساسي حوزه ساخت و ساز در ايران بوده اند.
در مورد اين بناي خاص، صرفنظر از موقعيت خاص قرار گيري زمين پروژه و معماري آن كه تلفيقي از معماري كلاسيك با موتيو هايي از انواع سبك هاي طراحي (با نگرشي التقاطي) و نيز شيرين كاري هاي معمارانه موجود در آن (مواردي مانند نورپردازي هاي ويژه، آبنما ها و آبشارهايي كه چونان چشمه اي از دل كوه از پيش آمدگي معلق ساختمان فرو مي ريزند...)، نوع نگاه به مقوله ساخت و توليد، آن را ويژه و البته بسيار پر خرج مي كند. استفاده بعضا اغراق آميز از مظاهر فن آورانه نيز در هر حال جاي خود را دارد؛ در يك نگاه كلي تقريبا همه چيز «خودكار» است! از دستگاه شوت زباله، كنترل سيستم نورپردازي اتاق ها و سالن ها، سيستم صوتي ديجيتالي، سيستم اعلام و اطفاي حريق، سيتم هاي دزد گير و ايمني، تصفيه آب شرب، حمام، توالت و جكوزي، جاروبرقي مركزي براي تمام واحد ها، شومينه هاي رايانه اي، سيستم مونيتورينگ، تا ميزان حرارت و رطوبت و سقف متحرك و آبياري فضاي سبز و بر ق اضطراري و ... همگي با آخرين فن آوري موجود هماهنگ هستند. مجموعه اين امكانات در عين اينكه اين بنا را به موزه تكنولوژي ساختمان (!) تبديل كرده، هزينه اي بالغ بر ۱۵ ميليون ريال را نيز براي هر متر مربع به همراه داشته است. بايك حساب سر انگشتي با احتساب زمين و زيربناي ساخته شده به عددي باور نكردني بيش از ۲۰ ميليارد تومان مي رسيم!
معماري بدون محدوديت...
طبيعي است كه هيچ معماري از اينكه بتواند در جوي به آفرينش هنري بپردازد كه هيچ محدوديتي به لحاظ اقتصادي بر آن حاكم نباشد، بدش نمي آيد؛ سليمي در سال هاي آغازين فعاليتش چنين موقعيتي داشته است؛ «... كارفرماي من به هيچ وجه در اين پروژه به دنبال انتفاع نبوده، در غير اينصورت مثل خيلي هاي ديگر برج مي ساخت. وي به حدي به كيفيت ساخت اهميت مي دهد كه تصميم دارد بعد از افتتاح آن از همه به اصطلاح بساز بفروش ها دعوت كند كه پروژه را بازديد كنند و ببينند كه در ايران هم مي توان ساختماني در حد بالاترين استاندارد هاي جهاني ساخت...».
بايد اذعان كرد كه تمامي طراحان به اندازه مهندس سليمي خوش اقبال نيستند (چه در اين بنا و چه در پروژه هاي ترمينال شهري اراك، مجتمع تجاري مسكوني محمود آباد، هتل آپارتمان فريدون كنار و ...) و بسياري از آنها با مشكلاتي كه از وضعيت بازار ساخت و ساز ايران نشات مي گيرد، دست در گريبانند؛ مسايلي كه شايد به طور خلاصه بتوان آن را در مواردي چون عدم اجراي صحيح و اصولي طرحها و به تبع آن مسايل مربوط به مقاوم سازي، عدم وجود يا كمبود مصالح استاندارد و متنوع براي ارايه بنايي با كيفيتي مناسب، محدوديت استفاده از مصالح استاندارد وارداتي و ... در نهايت عدم آشنايي كافي با دانش روز و تكنولوژي ساخت و نيز عدم وجود ابزارهاي اعمال اين تكنولوژي، خلاصه كرد.
همه چيز از همه جا
استفاده بجا از توليدات ساختماني با در نظرگيري ايده هاي معماري پايدار Sustainable Arehitecture كه هم ضامن دوام يك بنا براي سال ها و هم منطبق بر اهداف زيست محيطي باشد داراي اهميتي ويژه در زمينه طراحي و ساخت است.
پنجره هاي اين ويلا Termal break دو جداره و عايق صوت وحرارت است: محصولاتي از جنس U.P.V.C از شركت «وكا» آلمان، آسانسور از شركت فوجي ژاپن با سرعت ۵ متر بر ثانيه، شير آلات داراي بالاترين استانداردهاي جهاني از امريكن استاندارد، كاشي و سراميك از اسپانيا و ايتاليا، وان جكوزي و سرويس هاي بهداشتي از سه كشور فرانسه، اتريش و آلمان، تاسيسات از Carier ايالات متحده، در هاي داخلي محصول فيليپين، تمامي سيستم هاي آشپزخانه از انگليس و نورپردازي ها همگي محصول آلمان،...
اينها همگي وقتي معني دار مي شوند كه تجربه استفاده از محصولات و مصالح غيراستاندارد را داشته باشيد؛ و با تمامي اين اوصاف «گرانترين» بودن «بهشت نياوران» چندان هم دور از ذهن نمي نمايد....
ماندن يا نماندن مساله اين است...
متوسط عمر مفيد ساختمان در ايران با كشورهايي حتي با مولفه هاي فرهنگي و اقتصادي مشابه نيز قابل قياس نيست؛ براستي۳۰ سال براي ساختماني كه با مصالح با دوام (نه به صورت موقت) و با رويكرد دائمي ساخته مي شود اگر نگوييم شرم آور، نا اميد كننده است. در برابر چنين وضعيتي وظيفه دولتمردان سنگين مي نمايد، صدور مجوز براي ساخت و ساز هايي كه بدون بهره گيري از نيروي تخصصي، مصالح استاندارد، نظارت كامل و ... در ديدگاه دراز مدت چندان منطقي نمي نمايد. پولي كه صرف ساختمان مي شود سرمايه ملي است كه بايد ماندگار باشد، نگاهي به بنا هاي متوسط و غير فاخري كه سال ها پيش در همين مملكت ساخته مي شدند (حتي يك قرن پيش) و قابل استفاده بودن آنها در حال حاضر، اين واقعيت را آشكار مي سازد كه ما مي توانيم و سوال اين است كه چه بر سر معماران و سازندگان ما آمده؟!
مخلص كلام...
«براي كساني كه دستي حتي از دور بر آتش دارند پوشيده نيست كه چه هزينه هاي هنگفتي صرف تهيه به اصطلاح پروژه ها و عمليات اجرايي مي شود. ولي متاسفانه بازده عمل، نماينده شايستگي نحوه هزينه مبالغ پرداختي نيست. از سويي ديگر با احداث بناهاي سست و نا پايدار بنا ها متداوما نياز به رسيدگي، بازسازي و تعمير دارند و در اغلب موارد مجموع هزينه هاي مصرفي براي نگهداري چنين بناهايي بيش از هزينه هاي صرفه جويي شده در بدو امر اجرا است...