سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۲- سا ل يازدهم - شماره ۳۱۳۴ - Aug. 12, 2003
گفت وگو با مهندس محمود خسروي وفا عضو شوراي شهر تهران و رئيس فدراسيون جانبازان و معلولان كشور
معلولين در شهر
008710.jpg

اشاره:بازگشت جانبازان و معلولان به عرصه فعاليت و زندگي اجتماعي نيازمند مناسب سازي محيط اجتماعي و شهري است. اصلاح برخي از قوانين در جهت ايجاد فرصت براي كار و فعاليت، مناسب سازي فضا و معابر شهري همچنين ايجاد نهادها و سازوكارهاي لازم در جهت توانمندسازي جسمي و روحي از جمله مواردي است كه مي تواند بستر و شرايط لازم را جهت بازگشت به جامعه جانبازان و معلولان و مشاركت فعال در زندگي اجتماعي فراهم كند. در همين زمينه و نيز مسائل و آسيب هاي اجتماعي گفت و گويي با مهندس محمود خسروي وفا عضو شوراي شهر تهران و رئيس فدراسيون جانبازان و معلولان كشور انجام داده ايم كه از نظرتان مي گذرد.
* آقاي خسروي وفا مي دانيد جانبازان و معلولان ما قبل از اينكه وارد عرصه هاي ورزشي شوند، مشكلات زندگي روزمره دارند، شوراي شهر بطور كلي چه طرح و برنامه هايي براي حل مشكلات جانبازان و معلولان دارد؟
- بنده صحبت هاي خود را به دو بخش تقسيم مي كنم، يك بخش ورزشي و ديگر اجتماعي، بخش اجتماعي را تا جايي كه بنده اطلاع دارم دولت يك مصوبه دو فوريتي داشته براي مناسب سازي معابر عمومي جهت استفاده معلولين كه متأسفانه اين كار انجام نشده است،  به عنوان يك شهروند جزء وظايف شخصي خود مي دانم كه اين طرح را پيگيري كنم و حتي اگر بتوانم يك قدم آن را جلو ببريم و نزديك شويم به آن طرحي كه از قبل تحت عنوان مناسب سازي وجود داشته است. علت اصرار من بر پيگيري اين طرح آن است كه اكثر جانبازان و معلولان و نابيناياني كه به ما مراجعه مي كنند عموماً از مناسب نبودن معابر عمومي گلايه دارند.
به عنوان مثال زماني كه يك نابينا مي خواهد در پياده رو راه برود به دليل اينكه معبرهاي عمومي مناسب سازي نشده اند، هر آن احتمال زمين خوردن او وجود دارد. از سوي ديگر به عنوان يك عضو شوراي شهر تلاش مي كنم با همت دوستان شورا اين طرح هر چه زودتر به ثمر برسد و در نهايت شاهد اين باشيم كه پس از يك دوره گزارشي قابل توجه به مردم از نظر مناسب سازي معابر بدهيم. در مورد ورزش جانبازان و معلولان نيز بايد بگويم كه بنده با پتانسيل ورزشي وارد عرصه شوراي شهر شده ام، اما به علت كارهاي عقب افتاده، بيشتر وقت ما به مسائل و مقولات اجتماعي گذشته است و متأسفانه در زمينه ورزش كه جزء شعارها و نيازهاي اصلي جامعه بوده، هنوز نتوانسته ايم قدم موثري برداريم. خوشبختانه آقاي احمدي نژاد خودشان پيشگام تر از ما بوده اند و قبل از اينكه ما طرحي ارائه بدهيم ايشان با بنده صحبت كرده اند كه طرح ورزش تهران را آماده كنيد تا شهرداري بر اساس آن سرمايه گذاري كند، همچنين قرار است به طور اختصاصي در مورد ورزش جانبازان و معلولين طرح كلاني را ارائه بدهيم.
* حضرتعالي عضو كميسيون فرهنگي، اجتماعي شوراي شهر هستيد. كميسيون فرهنگي- اجتماعي شوراي شهر در زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي به ويژه در مسائل مرتبط با جانبازان و معلولين به عنوان يكي از اقشار جامعه چه طرح  و برنامه هايي دارد؟
- بنده در مورد شوراي شهر خيلي كم صحبت خواهم كرد، به دليل اينكه كميسيون فرهنگي يك مخبر دارد و قاعدتاً طرح و برنامه ها بايد از آن طريق اعلام شود. اما به احترام سؤال شما بايد عرض كنم اولين اولويت ما كارهاي عقب افتاده اي است كه در شوراي شهر از قبل بوده مانند مسائل آسيب هاي اجتماعي و اوقات فراغت. در ارتباط با آسيب هاي اجتماعي مقوله ها و سرفصل هاي مختلفي را شاهد هستيم كه به علت بي توجهي به وجود آمده است.
بحث دوم نيز اين است كه ديدگاه مديريتي هماهنگ وجود نداشته است به همين دليل بيشترين هدفي كه ما داريم، هماهنگ كردن سازمانهاي موجود در كشور كه هر كدام فعاليت هاي موازي با ديگري انجام مي دهند. هماهنگ كردن آنها جزء وظايف شوراي شهر و در نهايت كميسيون است.
اولويت سوم ما شاخص هاي واقعي است كه بايد در زمينه فرهنگي به آن توجه شود كه از جمله آنها مي توان به ورزش، اوقات فراغت و اشتغال اشاره كرد.
البته بد نيست بدانيم كه كميسيون فرهنگي، اجتماعي از كميسيون هايي است كه دستور جلسات فوق العاده  متنوعي دارد و در طول هفته وقت زيادي را كميسيون براي بررسي طرحهاي عقب افتاده اي مي گذارد كه به صورت سيستماتيك از طريق هيئت رئيسه ارجاع مي شود. اين طرحها در نهايت بايد در صحن شورا بررسي و رأي بياورد. پيش بيني مي كنيم با توجه به وقت  و نيرويي كه اعضاء مي گذارند، در آينده شاهد يك سري فعاليت هاي مثبت باشيم.
* در شوراي شهر كدام طرحها از اولويت  بيشتري برخوردارند؟
- بحث شوراياري ها و توجه به اين قضيه اولويت اول است. به وسيله اين موضوع بار مسائل اجتماعي از طريق شورا ياري دنبال مي شود و در نهايت گره كارها به دست خود مردم باز مي شود. شوراياري به عبارتي كار مردم را به خود مردم سپردن است و چنانچه به انجام برسد مي تواند نقش مهمي در حل مسائل داشته باشد.
* ساز و كارهاي تشكيل و انتخاب انجمن هاي شوراياري چيست؟
- آيين نامه انتخابات شوراياري در حال تهيه است،  كساني مي توانند در انتخابات شركت كنند كه نماينده واقعي مردم باشند و در آيين نامه پيش بيني شده كه همه قشرها شانس حضور در انجمن هاي شوراياري را داشته باشند. به عنوان مثال خانمها نيز حتماً بايد در انجمن هاي شوراياري ها باشند. يعني چارچوب مشخصي وجود دارد كه بر اساس آن تعدادي از اعضاء بايد خانم باشند، همچنين تعدادي دانشجو، روحاني و تعدادي از اينها بايد حتماً از جوانان باشند. در مجموع اين آيين نامه ها به نوعي همه را درگير موضوع مي كند.
* آيا مدت زمان مشخصي براي اجراي اين طرح در نظر گرفته شده است؟
- بله البته تعدادي از انجمن هاي شوراياري ها قبلاً انتخاب شده اند و تا پايان انتخابات آنها يك سال باقي مانده است ما به صورتي بايد برنامه ريزي كنيم كه بخش هاي غيرفعال را فعال كنيم و دامنه وسيعي براي انتخابات آينده بوجود بياوريم كه به صورت گسترده و متمركز اين انتخابات انجام بشود.
* با توجه به زمان زيادي كه هر يك از انجمن هاي شوراياري براي برنامه ريزي نياز دارند آيا نگران نيستيد كه اصل ماجرا كه رسيدگي به امور مردم است در اين مباحث گم شود؟
008705.jpg

- اين نگراني وجود دارد و ما تعارف هم نمي كنيم و اميدواريم دامنگير مسائل روزمره نشود. البته ما بنا نداريم كه طولاني شدن اين موضوعات باعث از دست رفتن اصل ماجرا بشود. اما اين نگراني، نگراني  ما نيز هست و اميدواريم كه اينگونه نشود و بايد از اين موضوع فارغ شويم.
براي جلوگيري از اين موضوع نيز مهمترين مسئله اين است كه ما برنامه ها و كارها را اولويت بندي كنيم اگر چنين نكنيم به طور يقين به روزمره گي گرفتار خواهيم شد و حتماً شاهد اين خواهيم بود كه فقط وقت زيادي گذاشته ايم اما نتيجه نگرفته ايم، براي اينكه دچار آن روز نشويم، توصيه بنده اين است كه كارها اولويت بندي شود و به كارهاي كوچك نيز پرداخته شود. اما دو سه كار كلان را بايد در نظر بگيريم و به عنوان مأموريت اصلي به آن بپردازيم و به بقيه كارها نيز به صورت حاشيه بايد پرداخت.
با توجه به اينكه مدت زيادي از دوره جديد شوراي شهر نمي گذرد رقمي بالغ بر ۵۵ جلسه كميسيون فرهنگي تشكيل شده و حال به زماني رسيده  ايم كه اولويت بندي را ارائه بدهيم و تا پايان مردادماه اين گزارش از طريق رسانه ها داده خواهد شد.
* موضوع كودكان خياباني از جمله مباحثي است كه نهادهاي مختلفي در مورد آن مسئوليت دارند. يكي از اين نهادها شهرداري است كه زماني هم مراكزي را براي جمع آوري اين كودكان در نظر گرفته بود. آيا در حال حاضر شوراي شهر برنامه اي براي اين قبيل كودكان دارد؟
- بله، بحثهاي مفصلي صورت گرفته، با سازمان بهزيستي صحبت شده، چند جلسه مفصل با نمايندگان سازمانهاي ذي ربط انجام شده، سازمان فرهنگي، هنري، معاونت اجتماعي، NGOها و بخشهاي مختلفي كه به نوعي در ارتباط هستند، همه در اين زمينه در حال فعاليت هستند اما به دليل اينكه كسي نبوده كه اين جريان ها را به صورت متمركز جمع بكند و اثرگذار باشد. كسي خود را متولي اصلي نمي دانسته و كسي هم كه ادعاي، پوشش دادن اين مسائل را داشته، نتيجه كارش چندان مثبت نبوده است. در اين زمينه قدمهايي برداشته شده و شرط اصلي هم اين است كه با ساماندهي اينها شوراي شهر به دنبال اقدامات اثرگذاري مي باشد.
* شما مهمترين مسئله تهران را چه مي دانيد؟
- به نظر من توجه به نقاط قوت بسيار كم است تأكيد بر روي نقاط منفي يا ناآگاهانه بوده و يا سازماندهي شده است. نقاط منفي اگر بزرگ نمايي بشوند يأس بوجود مي آورد. در هر حال هر حركتي يكسري نقاط ضعف دارد و يك سري نقاط قوت. من نمي دانم چه چيزي باعث شده، كه نقاط ضعف بيشتر نشان داده شوند و اين يأس و نااميدي باعث شده كه بسياري از مردم فكر  كنند مسائل مملكت همه با رويكردي منفي روبه رو است. يكي از كارهايي كه مي شود انجام داد اين است كه كارهاي مثبتي را هم كه صورت مي پذيرد نشان دهيم و به اطلاع مردم برسانيم. مسائل اعتقادي مردم را كه مي تواند بنيه اصلي سالم سازي جامعه باشد، بيشتر به آن بپردازيم به ويژه در رسانه ها، به هر حال نبايد ناديده بگيريم كه جامعه يكسري نيازهاي واقعي دارد، مانند تفريح، گردش، ورزش، محيط و هواي سالم .همچنين جامعه به شهر بدون دود و ترافيك و بدون استرس نياز دارد و نمي توان اينها را نيز ناديده گرفت. به نظر من علاوه بر اينكه بايد به حل اين مسائل بپردازيم از بزرگنمايي هاي بي مورد نيز بايد جلوگيري كنيم.
نكته اي كه بايد خيلي مورد توجه مردم به ويژه مسئولين قرار گيرد نگاه ملي است. نمي شود مشكلات هواي آلوده شهري را حل كرد اما مسئولان محيط زيست،خودروسازي، ترافيك و غيره به اين موضوع بي توجه باشند و به عنوان مثال كارخانه اي كه فقط براي سود بيشتر توليد خودرو بكند اما كنترلي روي تأثير اين موضوع بر افزايش آلودگي هوا نباشد در اين شرايط شوراي شهر چه كاري مي تواند براي آلودگي هوا يا ترافيك بكند. اگر محيط زيست بخواهد فقط در حد آيين نامه مسائل هوا را حل كند، نمي شود. به طور قطع پيشبرد اهداف براي حل مشكل شهري نيازمندهمكاري همه مسئولين و هماهنگي بين آنهاست تا دستاورد اين مشاركت حل معضلات مردم باشد.
عكس: مجتبي جانبخش
گفت وگو: ليلا خاكسار

مقدمه اي بر نقش و كاركرد سازمانهاي توانبخشي حرفه اي معلولان
بازگشت معلولين به جامعه
008605.jpg
پيشگفتار؛
يكي از اصول پذيرفته شده در بين فلاسفه ، اصل حركت است. آنها بر اين عقيده اند كه جهان سراسر در حركت است و حركت در انسان عبارت است از تغيير و تحول و سير تدريجي هر موجودي براي رساندن قواي ذخيره شده در خود به فضيلت. به عبارتي سير موجودات از نقص به كمال و به ظهور رساندن استعدادها ، زيرا خداوند متعال در هر موجودي استعدادهاي متناسب با آن موجود قرار داده و انسان كه گل سرسبد موجودات است از آنچنان استعدادهايي برخوردار است كه براي حركتش از نقص به كمال و به ظهور رساندن استعدادهايش حد و نهايتي نمي توان قائل شد.
پاسگال مي گويد انسان موجودي است كه مركزش هر جا و محيطش هيچ جا نيست. در اين باره ويكتورهوگو نيز مي گويد چشم روح نمي تواند به چيزي خيره شود كه از وجود آدمي مخوف تر و لايتناهي تر باشد و در اين راستا تماشاگاهي عظيم تر از دريا در برابر ماست كه همانا آسمان است و تماشاگاهي عظيم تر از آسمان نيز هست و آنجا آدمي است.
الحذر اي مؤمنان كان در شماست
در شما پس عالم بي انتهاست
(مولوي)
حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) در حديثي به ما هشدار مي دهد كه خود را كوچك ندانيم زيرا در ما جهاني بزرگتر از جهان در هم پيچيده شده پنهان است همانگونه كه در يك دانه ريز و يك هسته كوچك يك بوته گل زيبا و يا يك درخت نهفته است. در وجود هر انسان هم استعدادهاي شگرف و توانايي هاي عظيمي نهفته است كه اگر آشكار شود جهان را در سيطره و پوشش خواهد گرفت.
طرح مسأله
بنا به آنچه در پيشگفتار گذشت مي توان چنين نتيجه گرفت كه ارزش يك انسان به انديشه ، ايمان ، انسانيت و عملي است كه انجام مي دهد. چنانكه مولوي مي گويد:
اي برادر تو همان انديشه اي
مابقي تو استخوان و ريشه اي
در اين جهت انساني كه در اثر عارضه اي ناخودآگاه بر جسم و ذهنش فعاليتهاي عادي زندگي اش مختل مي شود بايد كوشش نمايد تا با توجه به توانايي ها،خود را با محيط تطبيق دهد. اگر چه هميشه عوامل ناخواسته از قبيل انواع بيماريها ، عوامل ژنتيكي ، حوادث ، عوامل اجتماعي و فرهنگي باعث مي شود تا تعداد كثيري از افراد هر جامعه در معرض انواع معلوليت ها قرار گيرند. به طوري كه طبق آمار سازمان بهداشت جهاني (WHO) بيش از۵۰۰ ميليون نفر از مردم جهان به علل مختلف رواني ، جسماني ، ذهني و يا اختلالات حسي معلولند. اين تعداد حق دارند همانند ساير انسانها از همان حقوق و مزايايي برخوردار باشند كه ديگران از آن بهره مند هستند ، ولي بررسي ها و مشاهدات انجام گرفته نشان مي دهد زندگي آنان غالباً با موانع فيزيكي و فرهنگي در جامعه روبه روست كه اين امر مشاركت كامل آنان را در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي مختل مي  سازد به همين دليل ميليونها انساني كه به نوعي دچار آسيب هستند در نقاط مختلف جهان غالباً با نوعي زندگي در بسته (DEBASE ) و جدا از ديگران مواجه هستند و با بررسي هاي به عمل آمده بايد گفت كه متأسفانه بيشتر اين افراد در كشورهاي در حال توسعه سكونت دارند و حدود ۸۰% افراد آسيب ديده نيز در نواحي دور افتاده و روستايي زندگي مي كنند. در همان حال تعداد معلولين در پاره اي از اين كشورها به بيش از۲۰% جمعيت برآورد شده و چنانچه خانواده و بستگان آنان را بر اين تعداد بيفزاييم۵۰% جمعيت جهان به طور ناخواسته گرفتار معلوليت است و اين امر زماني شكل پيچيده به خود مي گيرد كه دريابيم اكثريت افراد معلول را معمولاً فقيرترين قشر جامعه تشكيل مي دهند.
بديهي است در چنين كشورهايي مشكل معلوليت با مسائل ناشي از انفجار جمعيت در هم آميخته است و به طوري بي رحمانه تعداد افراد معلول را چه نسبي و چه به طور مطلق افزايش مي دهد.
در حال حاضردر برنامه جهاني اقدام سازمان ملل متحد براي هماهنگي برنامه هاي مربوط به برطرف نمودن ناتواني ها سه هدف اصلي را تعيين كرده است: پيشگيري از ناتواني ، توانبخشي و دستيابي به هدف مشاركت كامل افراد ناتوان در زندگي و فرآيند رشد و توسعه كشور همانند ساير افراد جامعه.
برنامه توانبخشي
توانبخشي را مي توان مجموعه اقداماتي دانست كه در جهت بازتواني افراد معلول انجام مي شود و در حقيقت اولين حركتي كه فرد آسيب ديده در جهت پاسخگويي به معلوليتش جهت انطباق با وضعيت خود و در جامعه انجام مي دهد را مي  توان توانبخشي ناميد اما در يك تقسيم گسترده و كاربردي تر برنامه هاي توانبخشي به مجموعه اقداماتي گفته مي شود كه توسط تيمهاي مختلف توانبخشي در گروههاي كلينيكي ، پاراكلينيكي ، اجتماعي و حرفه اي انجام مي گيرد.
توانبخشي حرفه اي
اين مرحله ، اساسي ترين اقدام در فرآيند توانبخشي بوده و مي تواند با توجه به هدف توانبخشي در نهايت معلول را به استقلال فردي رسانده و زمينه  الحاق او را به جامعه فراهم آورد. توانبخشي حرفه اي شامل آموزش حرفه اي ، ارزشيابي حرفه اي ، راهنمايي حرفه اي ، كاريابي و اشتغال مي باشد. در اين فرآيند يكي از مقوله هاي اساسي كه بايد در توانبخشي حرفه اي مورد توجه قرار گيرد آگاه سازي جامعه از توانمنديهاي معلولين مي باشد زيرا جامعه اي كه تفكرش بر اين باور باشد كه معلول ، فردي است كه بايد از روي ترحم و دلسوزي براي او كاري انجام و انساني است كه كاري از او بر نمي  آيد و هيچ گاه به تحقق اهداف خود نمي رسد ، قادر به الحاق معلولين به جامعه نمي باشد. در هر حال برنامه توانبخشي حرفه اي بر دو پايه استوار است ، آموزش حرفه اي و اشتغال و در حقيقت بايد گفت در برنامه آموزش حرفه اي پرورش استعداد هاي گروههاي مختلف معلولين مد نظر قرار گرفته و شكوفايي آن فراهم مي شود و ضمن كسب مهارت لازم زمينه جذب او در بازار كار فراهم مي گردد.
اهداف و برنامه هاي توانبخشي حرفه اي
اصولاً  ارائه خدمات توانبخشي حرفه اي به معلولين پس از اتمام برنامه هاي توانبخشي پزشكي و اجتماعي فرد معلول صورت مي گيرد و معلول با توجه به توانايي هاي فردي و در راستاي ارزشيابي عملي (تشخيصي) به مراكز آموزش حرفه اي اعزام مي شود. مراكزي كه معلولين مي توانند در آن آموزش ديده و آماده بازار كار شوند به دو دسته تقسيم مي شوند:
۱- معلوليني كه توان كسب آموزش هاي حرفه اي مطابق با استانداردهاي سازمان آموزش فني و حرفه اي وزارت كار و امور اجتماعي را دارند. اين دسته از معلولين بيشتر جسمي و حركتي و حسي هستند.
۲- معلوليني كه توان كسب آموزش هاي حرفه اي مطابق با استاندارد سازمان آموزش فني و حرفه اي را ندارند و شامل معلولين جسمي حركتي شديد ، چند معلوليتي ، معلولين ذهني آموزش پذير هستند. ارائه آموزش به اين گونه افراد صرفاً در كارگاههاي توليدي حمايتي سازمان بهزيستي كشور كه آموزش در آن به صورت حين توليد بوده و زمان آموزش نسبتاً  طولاني مي باشد.
توضيح اين كه اخيراً با همكاري سازمان آموزش فني و حرفه اي ، سازمان آموزش و پرورش استثنايي و سازمان بهزيستي استانداردهايي جهت اين گونه كارآموزان به عنوان استانداردهاي درجه سه تهيه و تدوين گرديده كه مي تواند در اين گونه كارگاهها مورد استفاده قرار گيرد.
شيوه هاي مختلف اشتغال معلولين
۱- اشتغال در سازمانها و ارگانهاي دولتي با استفاده از قانون ۳ درصد (سهميه معلولين)
۲- خود اشتغالي ، پس از حرفه آموزي با اعطاي سرمايه كار و فعاليت در بازار آزاد
۳- تشكيل شركتهاي تعاوني خاص معلولين. اين شركتها كه۷۰ درصد آن را افراد معلول تشكيل مي دهند از نظر قانوني تسهيلاتي براي آنان پيش بيني شده است
۴- اشتغال خانگي ، تهيه لوازم و مواد اوليه براي افرادي كه معلوليت شديد دارند و قادر به اياب و ذهاب در محيط نيستند (در اين طريق مواد اوليه به معلولين داده شده و در ازاء كار توليد شده به آنها مزد پرداخت مي گردد.)
۵- اشتغال در كارگاههاي توليدي حمايتي (به صورت موقت) جهت معلولين شديد جسمي حركتي ، چند معلوليتي و معلولين ذهني آموزش پذير (طبق آئين نامه كارگاههاي توليدي و حمايتي) 
نقش سازمانهاي اجتماعي در فرايند توانبخشي حرفه اي
۱- وسايل ارتباط جمعي و رسانه هاي گروهي
اين گونه وسايل مانند راديو و تلويزيون ، روزنامه ها و مجلات در جهت شناساندن معلولين و توانمنديهاي آن به جامعه مي توانند نقش مؤثري را ايفا نمايند.
۲- سازمانهاي مسئول
اين سازمانها كه در ارتباط با مسائل معلولين هستند مانند سازمان بهزيستي كشور ، سازمان آموزش و پرورش كودكان استثنايي ، بنياد جانبازان ، كميته امداد و ... بايد در ارائه خدمات به معلولين هماهنگي داشته تا بتوانند از امكانات جامعه در جهت توانبخشي معلولين استفاده بيشتري نمايند.
۳- سازمانهاي آموزش دهنده
مانند آموزش و پرورش ، سازمان آموزش فني و حرفه اي ، صنايع دستي ، جهاد كشاورزي و ... مي توانند سهم زيادي در ارائه خدمات فني و حرفه اي به معلولين داشته باشند.
۴- شهرداري
شهرداري مي تواند با مناسب سازي محيط شهري براي افراد كم توان جسمي حركتي زمينه حضور هر چه بيشتر اين عزيزان را در جامعه فراهم آورد.
۵- وزارت كار و امور اجتماعي
اين وزارتخانه مي تواند با برنامه ريزي براي اشتغال معلولين همانند ساير افراد جامعه فرصتهاي شغلي مناسب را براي معلولين مشخص نمايد.
۶- سازمان تأمين اجتماعي
اين سازمان با تهيه و تدوين قوانين مربوط به كار و استخدام معلولين توسط كارفرمايان و نظارت بر قوانين حمايتي اشتغال معلولين و بيمه آنان مي تواند عامل مؤثر و تعيين كننده اي در جهت  الحاق معلولين به جامعه باشد.
۷- ساير سازمانها و ارگانها
مانند سازمان تربيت بدني جهت پرورش جسمي و روحي معلولين ، وزارت پست و تلگراف و تلفن به منظور نصب دستگاههاي تلفن و صندوق پست در نقاط مختلف شهر و روستا و همچنين ساير سازمانها و ارگانها هر يك با توجه به وظايف خود مي توانند نقش ارزنده اي در تداوم فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي معلولين داشته باشند.

خاطره
يك روز با يك معلول جسمي حركتي
سلام كرد و كنارم نشست. اتوبوس به راه افتاد هنوز يك چهارراه نرفته بوديم كه خودماني پرسيد: اسمت چيه؟ محسن. اسم شما چيه؟ سعيد.
سكوتش بيش از چند لحظه طول نكشيد.
- هر روز مي ري تهران؟
- نه هر روز، هر موقع كاري دارم.
- چرا تنهايي؟ خودت مي دوني كدوم خيابان بري؟ كجا سوار شي؟ پياده شي؟
- آره
- ولي تنهايي يه وقت گم مي شي! سواد داري؟
- سواد دارم.
- چرا تو رو تنها ول مي كنند؟
- ديگه داشتم كلافه مي شدم با عصبانيت جواب دادم:
- آقا! خودم دوست دارم تنها بيام، روي پاي خودم بايستم... شما چيكار داري؟
از حالت صورتش مشخص بود كه حرفم را نفهميده چند بار حرفم را تكرار كردم ولي به خاطر عصبانيت مشكل تكلمم زياد شده بود. رويم را سمت پنجره برگرداندم و سعي كردم آرامشمم را از دست ندهم.
در فكر خودم غرق بودم كه گفت وگوي سعيد با مسافر ديگري مرا به خود آورد.
- عجب مادر و پدر بي خيالي... ولش مي كنند به  امان خدا!
نتوانستم بي احترامي به پدر و مادرم را تحمل كنم، صدايم بلند شد: آقا فضولي؟ چيكار داري؟ توجه چند نفر به من جلب شد. مي دانستم حرفم را نفهميده اند.
سعيد سعي كرد آرامم كند: با تو نبودم با تو نبودم. داشتيم حرف ديگه اي مي زديم دوباره رويم را برگرداندم. دلم براي پدر و مادرم سوخت. بنده هاي خدا! اين همه زحمت كشيده اند و مرا به اينجا رسانده اند، آخر سر جامعه اينگونه در موردشان قضاوت مي كند. آخه مگه خون كرده اند يك عمر با من بيايند و بروند!
چند دقيقه بعد دوباره سعيد پرسيد: امام رضا رفتي؟ برو شفا مي ده، خوب مي شي.
چاره اي جز گفتن «باشه» نداشتم. هر چند دلم مي خواست مي توانستم خوب حرف بزنم و با او درباره شفا صحبت كنم. شفا دست خود انسان است مثلاً خود من تا پنج سال پيش خيلي بدتر بودم. اما يك بنده خدايي در من حالتي بوجود آورد كه در اين پنج سال خيلي بهتر شدم. دلم مي خواست با سعيد درباره فلسفه اومانيسم و اگزيستاليسم و اراده بي نهايت انسان حرف بزنم اما مي دانستم كه او نمي  فهمد نه حرفم را نه منظورم را و مثل هميشه كه به خاطر كمبود انسان هاي فهيم سكوت مي كنم، سكوت كردم.
عوارضي را رد كرديم. نگاهي به ساعتم كردم كه سعيد پرسيد: ساعت هم بلدي؟
از طرفي خنده ام گرفت و از طرفي عصباني بودم كه چرا مردم اين قدر ظاهر بينند. برخلاف ميلم مجبور شدم خودنمايي كنم. دفتر شعرم را از كيفم در آوردم و گفتم:دارم مي رم شب شعر.
سعيد دفتر شعرم را ورق زد و بدون هيچ حرفي آن را پس داد.
موقع پياده شدن بود. خوشحال بودم كه از سئوالها و عيب جويي هاي سعيد خلاص شده ام. اما اين فكر نگرانم مي كرد كه اگر هنگام برگشت سعيد ديگري كنارم نشست، چه كار كنم.
سيد محسن حسيني طاها

معلولين
اجتماعي
ادب و هنر
اقتصادي
آموزشي
انديشه
خارجي
سخنگاه آزاد
سياسي
شوراها
شهري
علمي فرهنگي
محيط زيست
موسيقي
ورزش
ورزش جهان
صفحه آخر
همشهري اقتصادي
انفورماتيك
همشهري ضميمه
|  اجتماعي   |   ادب و هنر   |   اقتصادي   |   آموزشي   |   انديشه   |   خارجي   |   سخنگاه آزاد   |   سياسي   |  
|  شوراها   |   شهري   |   علمي فرهنگي   |   محيط زيست   |   معلولين   |   موسيقي   |   ورزش   |   ورزش جهان   |  
|  صفحه آخر   |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |