شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره ۳۵۶۰ - Nov 20, 2004
سنگين ترين مجازات براي همسركشي در اصفهان
گروه حوادث:متهمان به قتل يك مرد در اصفهان به قصاص و حبس محكوم شدند.
به گزارش خبرنگار همشهري، حدود يك سال و نيم پيش زني به نام مرضيه پس از اينكه با همسر خود «حيدرعلي» اختلاف پيدا كرد به برقراري ارتباط نامشروع با برخي اوباش محل زندگيش اقدام نمود.
مرضيه ۱۹ ساله در يكي از ارتباط ها كه توسط يكي از اقوام خود مرضيه ايجاد شده بود با فردي به نام بابك آشنا شد. رفت و آمدهاي بابك و مرضيه كه بيشتر شد، مرضيه به بابك پيشنهاد كشتن شوهرش را داد. بابك در ابتدا قبول نمي كرد تا تن به چنين كاري دهد. اصرارهاي مرضيه باعث شد بابك كه فردي معتاد بود قبول كند تا حيدرعلي را با همكاري هم به قتل برسانند. آنها قرارهاي خود را براي شب حادثه گذاشتند.
شب حادثه
ساعت از نيمه شب گذشته بود كه بابك با پرتاب كردن خرده سنگ به شيشه خانه مرضيه او را از حضور خود مطلع كرد. در، براي بابك باز شد ولي تا ساعت ۳ نيمه شب قتلي رخ نداد. وقتي مرضيه مطمئن شد شوهر و فرزند ۵/۱ ساله اش خواب هستند يك كارد آشپزخانه به بابك داد تا او كار خود را انجام دهد. چاقو در دستان بابك نيرو گرفت و بر سينه و شكم حيدرعلي فرود آمد.
حيدرعلي در حالي كه از درد به خود مي پيچيد به مرضيه گفت: زحمت بكش و چوبي را كه براي دزدان پشت درگذاشته ام را بيار و بر سر من بزن تا راحت شوم، من دارم درد مي كشم.
مرضيه چوبدستي را آورد و دوباره به دستان بابك سپرد.چندين ضربه قوي بر سر حيدرعلي كوبيده شد. ديگر صدايي از حيدرعلي بلند نشد. آنها براي لحظاتي فكر كردند از شر مزاحمت هاي حيدرعلي راحت شده اند اما او هنوز زنده بود. مرضيه زن ۱۹ ساله سيم دستگاه ضبط صوت را درآورده و به دستان بابك سپرد. بابك سيم را دور گردن حيدرعلي پيچيد و او را خفه كرد.
مرضيه در اعترافات خود گفته است: زماني كه سيم را از پشت ضبط درآوردم تنها به يك ماه قبل از جنايت فكر مي كردم. آن شب قرار بود براي ديدن برادر حيدرعلي كه تازه از مكه آمده بود برويم. حيدرعلي از بيرون آمد و من را با ۵ نفر ديد و بعد با همان سيم ضبط شروع كرد به زدن من .
وقتي در دادگاه آلت قتاله (سيم ضبط) را به مرضيه نشان دادند او رو به خواهرهاي حيدرعلي مي كند و مي گويد: «با همان سيمي كه آن شب كتك خوردم انتقامم را از حيدرعلي گرفتم.»
پس از جنايت
مدتي گذشت تا آنها متوجه شدند نمي دانند با جنازه همسر مرضيه چكار كنند. مرضيه به خاطر آورد كسي را مي شناسد كه مي تواند اين كار را برايش انجام دهد. او با مهدي تماس گرفت. مهدي نيز از كساني بود كه مرضيه پس از اينكه با شوهرش اختلاف پيدا كرد با او ارتباط برقرار كرده بود. مرضيه به مهدي نگفته بود كه شوهر دارد و مهدي قصد داشت به زودي به خواستگاري مرضيه بيايد. مهدي با شنيدن صداي مرضيه در ساعت ۷ صبح تعجب كرد ولي پذيرفت به درخواست مرضيه با اتومبيل يكي از دوستانش به دم منزل مرضيه برود.مرضيه تأكيد كرده بود كه «خودت تنها بيا».
مهدي بنا به قرار قبلي به منزل مرضيه رفت. او اصرار كرد كه مهدي به داخل خانه برود و گفت: پدر و مادرم در خانه نيستند.
در پشت سر مهدي بسته شد و مرضيه بابك را صدا كرد. تازه آن وقت بود كه مهدي متوجه خون هاي موجود بر روي لباس مرضيه و جنازه شوهر مرضيه شد.
مرضيه او را تهديد كرد كه اگر از خواسته  ما سر باز بزني همين الان به بيرون از خانه مي روم و فرياد مي زنم تو شوهرم را كشته اي.
مهدي در اعترافاتش گفته است كه چاره اي جز پذيرفتن خواسته بابك و مرضيه نداشته است. جنازه را در يك پتو و روفرشي پيچيدند و در صندوق عقب اتومبيل مهدي به نزديك ورزشگاه بزرگ اصفهان برده شد.
آنها با همكاري هم بر روي جنازه ۴ ليتر بنزين ريختند و آن را در حالي كه به آتش كشيده شده بود به داخل چاهي در همان حوالي انداختند. از آنجايي كه درون چاه به اندازه كافي براي كامل سوختن اكسيژن نبود قسمت هايي از جنازه قابل شناسايي مي شود.
بر ملا شدن راز جنايت
مرضيه پس از تميز كردن آثار جرم، خود را به خانه پدر شوهرش رسانده و عنوان كرد حيدرعلي براي انجام مأموريت اداري به چهارمحال و بختياري رفته است. مرضيه دوباره با مهدي تماس گرفت و با همان تهديدهاي قبلي از او خواست كه با خانواده شوهرش تماس بگيرد و بگويد بر اثر اختلافات كاري حيدرعلي را كشته است.
مهدي نيز در تماس از تلفن عمومي به آنها جريان را گفت. خانواده حيدرعلي وقتي مهدي براي بار اول تماس مي گيرد جريان را نه باور مي كنند و نه اهميت مي دهند. ولي مرضيه خود را بي تاب تر از بقيه نشان مي دهد به طوري كه خواهرهاي حيدرعلي او را دلداري مي دادند.
با باورنكردن ماجرا توسط خانواده حيدرعلي، مرضيه از مهدي خواست تا چندين بار اين كار را انجام دهد و در هر تماس جزئيات بيشتري از نحوه قتل پسرشان به آنها مي داد. با نيامدن حيدرعلي از مأموريت خانواده او باور مي كنند كه شايد اتفاقي افتاده باشد. گزارشي از فقدان حيدرعلي به كلانتري نزديك محل زندگي اش دادند و تحقيقات براي يافتن حيدرعلي شروع شد. در اين فاصله بابك به جرم اعتياد راهي زندان شد. مرضيه كه از او خبر نداشت تصور كرد بابك را به جرم قتل دستگير كرده اند. او طي چندين تماس با زندان تحت عناوين مختلف باعث افشا شدن رازشان شد.
با دستگيري مرضيه پرده از راز جنايت حيدرعلي برداشته شد و قاضي سلطاني رئيس شعبه ۴۷ دادگستري استان اصفهان مسئول رسيدگي به پرونده شد.
خانواده حيدرعلي خواستار اشد مجازات براي عروسشان بودند.
با پايان رسيدگي پرونده قاضي سلطاني بابك را به قصاص نفس محكوم كرد و مرضيه به اتهام معاونت در قتل، اقدام به سه فقره قتل عمدي ناموفق و اختفاي جسد به ۱۹ سال حبس و تحمل ۷۴ ضربه شلاق در ملأ عام محكوم شد.
دو متهم ديگر پرونده نيز به اتهام اختفاي جسد به حبس و شلاق در ملأ عام محكوم شدند.

تكذيب خبر فرار زوج سارق اصفهاني
006924.jpg
گروه حوادث: يك مقام آگاه انتشار خبري مبني بر فرار زوج جواني كه متهم به سرقت و آزار و اذيت ۳۰۴ كودك اصفهاني بودند را تكذيب كرد.
به گزارش خبرنگار ما، طي هفته گذشته چهار نفر از متهمان پرونده اي مشابه كه از سوي ماموران اداره آگاهي اصفهان در يك عمليات ضربتي شناسايي و دستگير شده بودند به بازداشتگاه انتقال يافتند.
اما همان شب يكي از متهمان كه از جثه بزرگي برخوردار بود به بهانه دل درد از بازداشتگاه بيرون آمد و در يك لحظه توانست دست و پاي افسرنگهبان، جانشين و نگهبان در ورودي بازداشتگاه را ببندد و هر چهار نفر اعضاي باند از بازداشتگاه فرار كنند.
اما بلافاصله بعد از اعلام فرار متهمان پرونده، تيمي از كارآگاهان زبده مامور دستگيري اين متهمان شدند و توانستند تمامي آنها را در يك عمليات ضربتي دستگير كنند.آخرين متهم فراري چهارشنبه دستگير شده است.

كلمات جادويي ، خواهران فالگير را به دام انداخت
006921.jpg
گروه حوادث: دو خواهر كه در سطح شهر تهران اقدام به دعانويسي مي كردند با تلاش مأموران اطلاعات ناجا دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار ما، اين دو خواهر كه مدعي بودند با عمل خود به مردم خدمت مي كردند اواخر هفته گذشته بازداشت شده اند. شناسايي اين دو خواهر دعانويس از طريق شكايت هاي مردمي بود كه به اطلاعات ناجا ارجاع داده شده بود.اين دو خواهر تحت عنوان حل مشكلات مردم اقدام به كلاهبرداري از افراد كرده  و از اين رابطه با نوشتن دعا و طلسم اموال زيادي را به دست آورده اند.
يكي از اين دو خواهر مدعي است كه از ۵ سال پيش اين كار را آغاز كرده است و آن زماني بود كه در خواب به او الهام شده تا براي حل مشكلات مردم دعا بنويسد .
او افزود: در ابتدا بعضي ازدعاهايي كه در حاشيه كتاب هاي ديني و ادعيه معموله نوشته شده را به اطرافيانم پيشنهاد مي كردم. آنها نيز اين دعاها را مي خواندند و به خاطر اعتقادي كه داشتند مشكلاتشان حل مي شد و حاجت خود را مي گرفتند. اما آنها فكر مي كردند كه اين برآورده شدن حاجت به من مربوط است اين موضوع كم كم مرا وسوسه كرد كه به دعا نويسي روي بياورم.
اين زن كه مدعي است فقط به خاطر حل مشكلات مردم شروع به دعانويسي كرده است، مي گويد: اگر زني پيش من مي آمد، من از چشمانش مي فهميدم چه مشكلي دارد، وقتي به من مي گفت كه شوهرم فلان مشكل را دارد من او را راهنمايي مي كردم تا به سر خانه و زندگي اش برود و اگر مشكلش اساسي بود، دعايي نيز برايش مي نوشتم، و اگر او هم دلش مي خواست براي تشكر هديه اي به من مي داد.
افسر پرونده در اين زمينه نظر ديگري دارد، او مي گويد:»ما در تحقيقات خود به مواردي پي برديم كه اين دو خواهر از مراجعه كنندگان خود به بهانه تهيه آلاتي مثل «مهر مار» و قراردادن آن در داخل انگشتر يا گردنبند مبالغي نزديك به ۲۰ هزار تومان گرفته  اند. البته اين دو خواهر مدعي اند اين پول ها را براي تهيه وسائل مورد نظرشان از مراجعين گرفته اند.
روش كار اين دو خواهر به اين صورت بود كه ابتدا براي مراجعين خود فال و يا به اصطلاح سر كتاب مي گرفته اند و بعد براي او دعا مي نوشتند. دو خواهر مذكور به بهانه ساختن طلسم و تهيه پوست آهو يا اعضاي بدن حيوانات ديگر به عنوان گشاينده بخت و دور كننده طلسم مبالغ هنگفتي را گرفته  اند.
متهم ديگر اين پرونده درباره چگونگي تهيه دعاها و اشكال هندسي كه به عنوان»رمل و طلسم به مراجعين خود ارائه مي كردند گفت: پس از گذشت مدتي كه مراجعين ما زيادتر شد تصميم گرفتيم كارمان را توسعه بدهيم اين مسئله مثل يك خوره به جانمان افتاده بود و بالا بردن درآمد زياد ما را به ادامه اين كار وسوسه مي كرد از طرف ديگر مردم نيز ما را رها نمي كردند، كم كم با چند دعانويس ديگر آشناشديم، يكي از آنها فردي پاكستاني به نام «ملامحمد» بود كه براي ما «خرمهره» ، «پوست آهو» و «مهره مار» و چيزهاي ديگر تهيه مي كرد! و يك بار ۶ميليون تومان سر ما كلاه گذاشت و ناپديد شد. طلسم ها و نذرهاي برنجي را نيز براي افرادي در بازار تهران مي داديم تا براي ما حكاكي كنند.
اين دو خواهر باچندين جواهرساز قرارداد داشته و براي انجام كارهاي خود اعم از ساخت انگشترهاو گردنبندهاي حاوي دعا ازآنها كمك مي گرفتند. همچنين ازديگر كارهاي اين دو خواهر باطل كردن جادو به كمك جن زدگان بود. آنها با اينكه هيچگاه اطلاعي از مقدمات ساده علوي همچون (جفر) نداشتند به دروغ و با نوشتن بعضي حروف و كلمات بر روي كاغذ به رفع آثار خيالي جادويي پرداختند.
بررسي بيشتر از دو متهم مذكور در مراجع قضايي و پليسي ادامه خواهد يافت.

اعترافات سارقان مسلح به ارتكاب يك قتل
گروه حوادث: اعضاي باندي كه اوايل آبان ماه به اتهام سرقت مسلحانه از دفاتر تجاري ومطب ها توسط مأموران دايره يكم اداره آگاهي بازداشت شده بودند به ارتكاب يك جنايت اعتراف كردند.
به گزارش خبرنگار ما، جست وجو براي دستگيري اعضاي اين باند از چهارم آبانماه جاري پس از شكايت مدير يك دفتر تجاري كه محل كارش توسط اعضاي اين باند مورد حمله قرار گرفته بود آغاز شد.
سارقان در حالي كه مسلح به سلاح گرم بودند ساعت  ۶ بعد از ظهر وارد دفتر تجاري شاكي واقع در حوالي خيابان سنايي شده و بعد از تهديد مدير عامل شركت و منشي وي تعداد زيادي كارت اعتباري، ۲۰ دستگاه نوت بوك، دسته چك، اسناد و مدارك و وجوهات نقدي داخل صندوق شركت را سرقت كرده بودند.
مأموران دايره يكم عمليات شناسايي براي دستگيري سارقان را آغاز كردند و در نهايت روز ۱۲ آبان ماه زماني كه يكي از سارقان قصد وصول يكي از چك هاي سرقتي را در يكي از شعبات بانك داشت مورد شناسايي قرار گرفت و مأموران وي را دستگير كردند.
در جريان بازجويي از متهم دستگير شده هويت همدستان وي نيز شناسايي شد و دو متهم فراري پرونده نيز بازداشت شدند.
تحقيقات پليسي از اين سارقان كه به ۸ فقره سرقت مسلحانه از مطب ها و دفاتر تجاري اعتراف كرده بودند ادامه يافت تا اينكه در ميان بازجويي ها راز يك جنايت فاش شد. روز چهارشنبه گذشته متهمان در مراحل تكميلي پليسي بيان داشتند كه پنج ماه قبل در پارك بهاران به انگيزه  اي كه هنوز براي مأموران مشخص نشده است فردي به نام محمود را به قتل رسانديم.بررسي ها پيرامون جنايت مذكور كه توسط «رشيد» صورت گرفته است ادامه خواهد يافت.

سارق ناشي بازداشت شد
گروه حوادث: دزد ناشي بعد از سرقت يك خانه زماني كه از صاحبخانه خواست تا برايش تاكسي تلفني خبر كند، دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، پسر ۲۶ ساله اي پس از ورود به يك سوپرماركت در حوالي خيابان نامجو، متوجه مكالمه مادر و دختري با صاحب سوپرماركت شد. او با گوش كردن صحبتهاي آنها متوجه شد اين مادر و دختر مدتي است كه پس از فوت پدر خانه به تنهايي زندگي مي كنند و مرد ميراث قابل توجهي برايشان باقي گذاشته است. پسر جوان در اين مدت تظاهر به خريد و نگاه كردن اجناس مغازه كرد و پس از پايان مكالمات آنها به همراه آن دو زن به بيرون از مغازه آمد. او آنها را تعقيب كرد تا بفهمد خانه اين دو زن تنها كجاست.
مرد جوان سه روز پيش ساعت ۵/۷ صبح با شكستن پنجره خانه مادر و دختر وارد خانه آنها شد، مادر و دختر كه تا آن زمان خواب بودند با شنيدن سروصدا بيدار شدند. مرد چاقو به دست بالاي سر آنها ايستاده بود و تهديدشان كرد كه اگر بخواهند دست از پا خطا كنند آنها را خواهد كشت.
مرد جوان از آنها خواست تا زير پتو بروند و از جايشان تكان نخورند. او تمام وسايل باارزش خانه را جمع كرد و از صاحبخانه خواست تا برايش آژانس بگيرد. ۱۰ دقيقه بعد اتومبيل كنار در ايستاده بود او در حال منتقل كردن تمامي اموال دزدي شده به خودرو بود كه مادر و دختر شروع به دادوفرياد كردند.
همسايه ها با شنيدن فرياد زن و دختر تنها به كوچه آمدند و دزد را دستگير كردند.
پرونده اين دزد جوان در شعبه سه بازپرسي توسط بازپرس توكلي در حال پيگيري است.

پايان رسيدگي به پرونده قتل هاي محفلي كرمان
گروه حوادث: آخرين جلسه علني رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده موسوم به قتل هاي محفلي كرمان در حالي برگزار شد كه پيش از اين دو شعبه ديگر دادگستري كرمان متهمان پرونده را به اعدام محكوم كرده بودند.
صبح روز پنج شنبه در آخرين جلسه از سومين دور رسيدگي به اتهام قتل پنج نفر توسط شش متهم پرونده، قاضي مجيد دوستعلي گفت: من خودم بسيجي هستم و به اين عنوان افتخار مي كنم، اما بسيجي خطاكار را هم طبق قانون بالاي دار مجازات مي برم.
در اين جلسه كه با حضور بيش از ۱۵۰ نفراز مردم شهر كرمان و مرتبطان با پرونده برگزار شد سليمان- ج در دفاع از اتهامات خود گفت: نمي دانستم معناي مشاركت در قتل چيست و براي اين كه بچه ها در قتل افراد تنها نباشند انجام قتل ها را تقسيم بندي مي كرديم به خيال اين كه هر چه تعداد نفرات بيشتر باشد احتمال صدور راي اعدام كمتر است.
سليمان _ ج كه به اتهام دو فقره قتل عمد، شركت در آدم ربايي، فروش مال غير و توقيف غيرقانوني در جايگاه قرار گرفته بود در مورد اتهامات خود گفت: شركت در قتل را قبول ندارم. در قتل نژاد ملايري و نيك پور ساير اعضا گروه را همراهي مي كردند، براي خفه كردن آنها وارد آب شدم ولي بدون انجام عملي بيرون آمدم و علي _ م آنها را خفه مي  كرد.
مهدوي وكيل مدافع سليمان _ ج نيز سپس به بررسي فلسفه مهدورالدم و اثبات آن پرداخت و گفت: متهمان يا داراي خبري بوده اند يا بيماري مردم آزاري داشته اند يا فطرتاً جنايتكار هستند و يا خصومت شخصي داشته اند كه هيچ كدام از اين توجيهات را وجدان بيدار دادگاه و جامعه نمي پذيرد. پس اعتقاد به مهدورالدم بودن ريشه و اساس عمل آنهاست.
زماني كه وي در برابر اين پرسش جعفر يزدي وكيل خانواده اولياي دم قرار گرفت كه پرسيد: مقتولان چه جرمي را مرتكب شده بودند پاسخ داد: اين موضوع يك اعتقاد دروني و ناپيداست.
جعفر يزدي ادامه داد: متهمان زماني به فرمانده سپاه متمسك مي شوند، زماني به سخنان يك عالم ديني استناد مي كنند و...آنها بايد ادله مهدورالدم  بودن را ثابت كنند.
لازم به ذكر است كه در سومين جلسه محاكمه متهمان، فرمانده ناحيه مقاومت بسيج كرمان كه به عنوان مطلع به دادگاه دعوت شده بود گفت: من از خودم دفاع نمي كنم بلكه از سپاه، بسيج و مردم دفاع مي  كنم تا هم افكار عمومي تنوير شود و هم در تاريخ بماند سرهنگ شجاع حيدري سپس در توضيح دفاعيات متهمان كه مدعي شده بودند توسط وي توصيه و وادار به اين اعمال شده اند گفت:  آنچه محمد- س گفته است كذب محض بود و من شفاهي، با اشاره و يا تلويحاً هيچ دستوري صادر نكرده ام. من موظف هستم در چارچوب سلسله مراتب عمل كنم و اگر حدود و ثغور را بشكنم از طريق بازرسي، نمايندگي ولي فقيه و حفاظت اطلاعات با من برخورد مي شود. اين متهم براي فرار از اجراي عدالت و ايجاد اطاله دادرسي موضوعاتي را مطرح مي كند و در هر جلسه مطالب جديدي را عنوان مي نمايد.
قاضي مجيد دوستعلي، عصر پنج شنبه، پس از گذشت پنج ساعت از آغاز جلسه، اعلام كرد پس از كسب استعلاماتي از مقامات مسئول، ختم رسيدگي را اعلام خواهد كرد.بنابر اين گزارش شش متهم پرونده به نام هاي محمد حمزه _ م، محمد _ ي، سليمان _ ج، محمد _ س، چنگيز- س و علي _ م در نيمه دوم سال ۸۱ پنج تن را در شهر كرمان به قتل رساندند. كه متهمان پرونده طي دو حكم صادر شده از شعبه نهم و دهم دادگاه عمومي كرمان به قصاص نفس _ اعدام _ محكوم سده بودند و هر دو حكم با راي صادره توسط ديوان عالي كشور نقض و پرونده به شعبه هم عرض ارجاع گرديد، در اين مدت زمان خانواده متهمان توانستند با پرداخت ديه به خانواده سه تن از مقتولان، رضايت آنها را جلب نمايند، بدين ترتيب قاضي دوستعلي تنها براي دو فقره قتل عمد و جنبه عمومي سه فقره ديگر در كنار ساير اتهامات راي صادر خواهد كرد.

در دادگاه خانواده
طلاق غيابي بعد از چهار سال انتظار
گروه حوادث: مرد جواني پس از ازدواج همسرش در انگليس براي درخواست طلاق غيابي به دادگاه آمد.
به گزارش خبرنگار ما، مرد جواني روبروي قاضي دادگاه ايستاد و گفت: چهارسال صبر كردم تا همسرم از خارج برگردد و با هم زندگيمان را شروع كنيم اما او برنگشت. هفته پيش به من زنگ زد و گفت با يك مرد ايرلندي ازدواج كرده است و ديگر منتظر نباشم.
قاضي پس از استماع همه حرفهاي مرد جوان براي تحقيقات بيشتر وقت ديگري را براي رسيدگي اعلام كرد. بيرون از در دادگاه پيدايش كردم، عصباني و كلافه بود از او كه شرح ماجرا را پرسيدم گفت: پنج سال پيش در دانشگاه با هم آشنا شديم. وضع مالي پدرش خوب بود. تصميم گرفتم پس از پايان تحصيلاتمان با او ازدواج كنم موضوع را كه با او مطرح كردم به من خنديد و گفت قصد ماندن در ايران را ندارد بعد از آن ارتباطمان كمتر شد ولي قطع نشد. در برخي از كلاسها او را مي ديدم و با هم حرف مي زديم. درسم كه تمام شد در شركت يكي از اقوامم مشغول به كار شدم و بعد از دو سال آنقدر وضع مالي خوبي داشتم كه خانواده ام برايم چند مورد براي ازدواج پيشنهاد دادند.سرش را به ديوار تكيه داد و گفت :فكر ساناز دوباره به ذهنم آمد. با همان شماره هايي كه قبلاً از او داشتم پيدايش كردم. قرار چندين جلسه خواستگاري و بعد مراسم عقد و عروسي را گذاشتيم. روز عقد از بس خوشحال بودم اجازه سفر خارج از كشور را به عنوان شروط ضمن عقد پذيرفتم. بعد از چند ماه از ازدواجمان گفت مي خواهد برود سر كار. با سركار رفتنش مخالفتي نداشتم اما او مي خواست در يك آژانس هواپيمايي كار كند و به عنوان مسئول تور به سفرهاي خارج از كشور برود. البته مواقعي هم بود كه توريست از كشورهاي ديگر مي آمد و او به شهرهاي مختلف كشور مي رفت و من با اين قسمت از كارش مخالفتي نداشتم. يك بار به سفر خارج رفت و ديگر برنگشت.
مرد ادامه داد: از مسئولين آژانس توريستي شكايت كردم ولي به جايي نرسيد. خانواده ساناز هم نمي دانستند براي چه اين كار را كرده است . هفته پيش با يك تماس تلفني ساناز از انگليس فهميدم بي جهت ۴ سال صبر كرده ام.

حوادث
اجتماعي
اقتصادي
دانش انفورماتيك
بـورس
خارجي
سياسي
داخلي
شهري
ورزش
يادداشت
صفحه آخر
همشهري ضميمه
همشهري ايرانشهر
|  اجتماعي   |   اقتصادي   |   دانش انفورماتيك   |   بـورس   |   حوادث   |   خارجي   |   سياسي   |   داخلي   |  
|  شهري   |   ورزش   |   يادداشت   |   صفحه آخر   |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |