دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ - سال چهاردهم - شماره ۴۰۰۷ - Jun 12, 2006
گفت و گوي ويژه همشهري با شكارچي زنان شرق پايتخت
001038.jpg

001035.jpg

001032.jpg
ندا و اعظم قربانيان بي گناه


گفت وگو با آخرين مجروح جنايت
مهديه مصطفايي- دختر ۲۳ ساله روي تخت اتاق ۲۰۷ در طبقه سوم بيمارستان تهرانپارس بي حال و بي رمق با همشهري به گفت وگو مي نشيند. يادآوري خاطرات آن روز تلخ باعث مي شود اشك تمام چهره اش را بپوشاند. الهام كه دانشجوي سال دوم رشته زبان است از فرط خوشحالي دستگيري اين پسر جنايتكار دائم خدا را شكر مي كند.
***
*از روز حادثه بگو؟
- ساعت ۴ بعدازظهر سه شنبه ۱۶ خرداد بود كه از كلاس زبان در فلكه اول تهرانپارس خارج شدم، سمت خانه حركت كردم، نرسيده به خيابان ۱۰۵ تهرانپارس بودم كه در يك لحظه متوجه حضور يك نفر در پشت سرم شدم. هنوز اين فرصت را پيدا نكرده بودم كه پشت سرم را نگاه كنم كه ناگهان احساس كردم مرد ناشناسي به من ضرباتي وارد آورد. نمي دانستم كه چاقو خورده ام اما همين كه برگشتم كيف و تلفن همراهم را از دستم قاپيد و فرار كرد. وقتي به سمت عقب برگشتم با ديدن مانتويم كه خوني شده بود، موضوع را فهميدم و بعد بي حال شدم.
* در لحظه درگيري با اين مرد، چهره ضارب را ديدي؟
-نه، اينقدر بي حال بودم كه متوجه هيچ چيز نشدم. فقط ديدم كه يك مرد قد بلند و لاغراندام با موهاي كم پشت در حال فرار است.
* بعد چيكار كردي؟
-خودم را رساندم به منزل دو نفر از اهالي محل، زنگ خانه شان را فشار دادم. يكي از آنها آيفون را جواب داد و فقط صداي ناله هاي من را شنيد. سريع به جلوي در آمد و من بي حال روي زمين افتادم. قبل از آن كه اورژانس برسد مأموران كلانتري ۱۴۷ به آنجا آمدند و درباره قيافه ضارب از من سئوال كردند، ولي من قادر به پاسخگويي نبودم.
* وقتي خبر دستگيري متهم را شنيدي چه احساسي داشتي؟
-خيلي خوشحال شدم.
* كي متوجه شدي او بازداشت شده است؟
- عصر روز جمعه از طريق خواهرم.
* مي داني دوستت افسانه هم به خطر افتاده بود و از طريق او قاتل سريالي زنان دستگير شد.
- من قدردان خيلي ها هستم _ دوستم و از همه بيشتر مأموران كلانتري ۱۴۷ گلبرگ، اما بيش از همه از خدا سپاسگزارم كه به من با آن جراحت شديد زندگي دوباره داد.


گروه حوادث-آزاده مختاري: جنايتكار زنجيره اي شرق تهران روز گذشته در حالي كه از فاش شدن راز جنايتهايش بسيار شوكه شده بود، با يك مامور همراه به دفتر سرهنگ حسين خوئيني معاون اداره آگاهي تهران بزرگ انتقال داده شد تا به گفتگو با خبرنگار همشهري بپردازد.
متهم ۲۱ ساله كه دپيلم الكترونيك است، هنوز هم باناباوري از دستگير شدنش حرف مي زند، او چندين بار در بين حرف زدن گفت كه از مرگ مي ترسد...
وضعيت خانوادگي ات چطوري است؟
پدرم بازنشسته است، من چهارمين فرزند بودم، يك خواهر و سه برادر دارم.
رفتار ديگران با توچه طور بود؟
دائماً تحقير مي شدم فكر مي كنم كه من هيچ اهميتي برايشان نداشتم، هميشه همينطور بود هيچكس حتي جوانهاي هم سن و سال خودم هم براي من اهميتي قايل نبودند.
چه طور شد كه به فكر اين جنايتها افتادي؟
نمي دانم همه چيز يكباره اتفاق افتاد، اولين بار چاقويي را از يكي از دوستانم گرفتم و دست به جنايت زدم
اولين قرباني، ندا بود ،چه طور شد كه به او حمله كردي؟
از وقتي كه دستگير شده ام همه اش به اين فكر مي كنم كه چطور اولين جنايت را مرتكب شدم اما تا جايي كه يادم مي آيد، يكدفعه اين فكر پليد به سرم زد. او در حال وارد شدن به خانه اشان بود كه يكدفعه به سويش حمله كردم، وقتي كه او فرياد كشيد فرار كردم.
چيزي هم سرقت كردي؟
نه، بار اول هيچ انگيزه اي نداشتم.
مگر مي شود بدون هيچ انگيزه اي به كسي حمله كني؟
دست خودم نبود.
بعد از زخمي كردن زنان و يا قتل آنها عذاب وجدان هم داشتي؟
بله تا صبح خوابم نمي برد .به خودم قول مي دادم كه ديگر هيچوقت اين كار را نكنم اما افكار پليد دست از سرم برنمي داشت. هر بار كه ماموران پليس را در خيابان مي ديدم فكر مي كردم كه براي دستگيري من آمده اند، اما نتوانستم خودم را كنترل كنم.
مي دانستي كه ندا را به قتل رسانده اي؟
نه اوايل نمي دانستم، اما به نزديكي خانه شان رفتم تا ببينم كه آنجا پارچه سياه زده اند يا خير.
در بعضي از جنايتها سرقت هم انجام داده اي، چه اجناسي سرقت كردي؟
كيف دستي و تلفن همراه.
دومين قرباني اعظم بود، او را چطور به قتل رساندي؟
اسمش را نمي دانستم يعني اصلا هيچوقت نديده بودمش، در حال صحبت كردن تلفني درداخل يك تلفن همگاني بودم كه يك خودروي پرايد در نزديكي آنجا متوقف شد، راننده كه دختر جواني بود داشت با موبايلش صحبت مي كرد و براي همين توقف كرده بود، يكدفعه وسوسه شدم به او حمله كنم، به سرعت به سوي خودروي او دويدم و داخل خودرو نشستم دختر جوان كه شوكه شده بود سعي كرد مقاومت كند، اما من عصباني شدم و با چاقو به او ضربه زدم و بعد به سرعت كيف پولي را كه روي داشبورد بود برداشته و فرار كردم، اما اين بار هم دنبال سرقت نبودم.
بعد از قتل دو دختر جوان بدون آنكه مبلغ زيادي از سرقت وسايل همراه آنها به دست آوري چرا دوباره دست به جنايت زدي؟
برايم عادت شده بود، ضمن آنكه نمي دانستم آنها جان باخته اند. اما به هر حال همه چيز به خاطر جنون بود ،انگيزه خاصي نداشتم.
اما تو ديروز گفتي كه مي دانستي كه آنها جان باخته اند؟
نه اگر مي دانستم حتماً خودم را به پليس معرفي مي كردم!
يعني از خواندن روزنامه ها هم متوجه قتل طعمه هايت نشدي؟
نه، اصلا اهل مطالعه نيستم.
موبايل هاي سرقتي را چه كار مي كردي؟
مي فروختم، يكي از آنها را پشت شهرداري به مردي ۵ هزار تومان فروختم.
بعد از ارتكاب اين جرايم در رفتارت تغييري حاصل شده بود؟
ساكت و گوشه گير شده بودم ،تا صبح خواب آرام نداشتم.
تو گفته اي كه دختران را به خاطر شباهت به نامزدت مورد حمله قرار مي دادي، ماجراي اين دختر چه بود؟
در دوران دبيرستان دختري را دوست داشتم ولي او هرگز به من اهميت نمي داد و بعد از آن از دخترها متنفر شدم و به فكر زورگيري از آنها افتادم.
شغل هم داشتي؟
بعداز گرفتن ديپلم، مدتي به عنوان كارگر تاسيساتي كار مي كردم ولي بعداً بيكار شدم، هر جا رفتم قبولم نكردند.
چطور دستگير شدي؟
چند روز قبل از دستگيري ام شماره دختري را از گوشي تلفن يكي از قربانيانم انتخاب كردم به او زنگ زدم و از او خواستم با يكديگر قرار بگذاريم، دختر هم موضوع را به پليس اطلاع داد و به جاي او پليس سر قرار حاضر شد و بعد از چند دقيقه تعقيب و گريز از سوي ماموران كلانتري ۱۴۷ گلبرگ دستگير شدم، در كلانتري به ۷ مورد زورگيري اعتراف كردم كه پس از تحقيقات ماموران كلانتري متوجه شدند كه دو مورد از زورگيري ها منجر به قتل شده است.
چرا جنايتها را در حوالي اتوبان حقاني مرتكب مي شدي؟
دليل خاصي نداشت، به هر جا كه مي رفتم از مسير اتوبان حقاني بازمي گشتم، خلوت بود و من پياده روي در آنجا را دوست داشتم.
براي انجام جنايتها از قبل طراحي مي كردي؟
نه هميشه، همه چيز يكباره اتفاق مي افتاد.
به نظر خودت چطور آدمي هستي؟
يك آدم گوشه گير كه هيچ دوستي در دنيا ندارد
حكمي كه برايت صادر خواهد شد را مي داني؟
اعدام (و سرش را پايين مي اندازد)
هيچ وقت به التماسهاي قربانيانت فكر كردي؟
هيچكدام التماس نكردند، چون من اصلا فرصت اين كار را نمي دادم، همه اشان غافلگير شدند.

مدير كل اجتماعي و فرهنگي قوه قضائيه:
معاونت قضايي حمايت از حقوق
زنان و كودكان تشكيل مي شود
گروه اجتماعي _ ليلا خاكسار: معاونت قضايي حمايت از حقوق زنان و كودكان تشكيل مي شود.
مدير كل فرهنگي و اجتماعي قوه قضائيه ضمن اعلام اين مطلب در جمع مسئولان دفاتر حمايت از حقوق زنان و كودكان دادگستري هاي سراسر كشور با اشاره به اينكه زنان يكي از اقشار آسيب پذير جامعه هستند گفت: نگاه به زنان حمايتي است و زناني كه بنا به شرايط خاص مورد ظلم واقع شده اند، مورد حمايت ما قرار مي گيرند.
مهدي ذاكري كه ديروز در اولين همايش مسئولان دفاتر حمايت از حقوق زنان و كودكان قوه قضائيه در اصفهان سخن مي گفت ضمن اعلام اين مطلب افزود: دفاتر حمايت از حقوق زنان و كودكان به ابتكار و توصيه رياست قوه قضائيه و با ديدگاه حمايتي و نظارتي و تسريع در روند رسيدگي به پرونده هاي اطفال و زنان بزهكار و بزه ديده و نيز ارتقاء كيفي آموزش قضات اطفال راه اندازي شده است.وي با ارائه پيشنهاد ايجاد معاونت قضايي در دادگستريهاي سراسر كشور جهت گسترش فعاليتهاي دفاتر حمايت از حقوق زنان و كودكان گفت: با حضور قضات، روانشناسان و مددكاران و تكميل نيروي كارشناسي دفاتر فعاليت در اين حوزه ها گسترش پيدا خواهد كرد.
مدير كل اجتماعي و فرهنگي قوه قضائيه، به آمار بالاي تظلم خواهي زنان و كودكان اشاره كرد و گفت: به دليل تعصبات قومي و قبيله اي زمينه بي عدالتي براي جامعه زنان و كودكان فراهم است و آمار بالاي اين پرونده ها، واقعيتي گريزناپذير است.
ذاكري در پايان اظهار اميدواري كرد، دفاتر بتوانند مشكلات و معضلات را رصد كنند و صداي افراد را به مسئولان برسانند.

قاچاق ترياك در بسته هاي سوغاتي
گروه حوادث- اعضاي باند قاچاقچيان كه مواد مخدر را در بسته هاي سوغاتي به كرج ارسال مي كردند، هنگام ارسال آخرين محموله دستگير شده و ۴۸ كيلوگرم ترياك از آنان كشف شد.
به گفته سرهنگ مجيد بزمون، فرمانده انتظامي شهرستان كرج، كارآگاهان پليس از مدتي قبل از فعاليت گسترده دو برادر به نام هاي كامران و ابراهيم كه با تشكيل يك باند، اقدام به قاچاق مواد مخدر به استان تهران كرده و آن را در كرج توزيع مي كردند اطلاع پيدا كردند.
با گزارش موضوع، تيم ويژه اي از كارآگاهان مبارزه با مواد مخدر پليس كرج تحقيقات و بررسي هاي خود را در اين خصوص آغاز كرده و با تحت كنترل قرار دادن اين دو برادر، دريافتند برادر بزرگتر به نام «كامران» كه سركردگي باند را به عهده دارد، به تازگي به بندرعباس رفته و با اعزام دو دستگاه تريلي به اين بندر قصد انتقال مواد مخدر به استان تهران را دارد.رئيس پليس كرج در ادامه افزود: به اين ترتيب چندين اكيپ عملياتي پليس مسير انتقال مواد مخدر را به صورت نامحسوس تحت كنترل و مراقبت قرار داده و سرانجام در اواخر خرداد ماه، دو تريلي مورد نظر را در جاده ساوه شناسايي كرده و تحت تعقيب قرار دادند.
سرهنگ بزمون افزود: پس از طي كردن مسافتي اين دو تريلي از هم جدا شده و از دو مسير متفاوت به حركت خود ادامه دادند كه ماموران پليس نيز در دو اكيپ جداگانه اقدام به تعقيب تريلي ها كرده و با دستگيري رانندگان و همراهان آنها به بازرسي تريلي پرداختند.در بازرسي هاي صورت گرفته سرانجام ماموران به ۴۸ قوطي فلزي كه داخل آن سوغاتي وجود داشت مشكوك شده و به بررسي دقيق آنها پرداختند كه سرانجام مشخص شد در داخل هر يك از اين قوطي ها يك كيلوگرم ترياك جاسازي شده است و به اين ترتيب دو برادر سردسته باند به همراه ۴ عضو ديگر راهي زندان شدند.

وزير دادگستري، زن و شوهر جوان را آشتي داد
ايسكانيوز : وزير دادگستري با حضور در يكي از جلسه هاي شعبه خانواده شوراهاي حل اختلاف قزوين، به وساطت و ميانجيگيري بين زن و شوهر جوان پرداخت و آنان را آشتي داد.
جمال كريمي راد، به هنگام بازديد از اداره كل شوراهاي حل اختلاف قزوين شخصا در جلسه حل اختلاف يك زوج جوان كه مدت طولاني با هم اختلاف داشته و متقاضي طلاق بودند شركت كرد و با شنيدن مشكلات طرفين به ارشاد و راهنمايي پرداخت. وي دراين جلسه با دريافت مشخصات زوجين آمادگي خود را براي گفت وگوهاي تكميلي در آينده اعلام كرد. بنا به اين گزارش، همسر اين مرد تا دقايق آخر از مسئوليت قضايي كريمي راد با خبر نبود و پس از مطلع شدن از حضور وزير دادگستري در جلسه حل اختلاف، دچار بهت و حيرت شد.

حادثه در شهر
چهار سرنشين يك دستگاه پيكان در آتش سوختند
گروه حوادث - چهار سرنشين يك دستگاه خودرو پيكان كه بر اثر سرعت بيش از حد واژگون و دچار حريق شده بود، در آتش سوختند .
محمد تورنگ، رئيس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در اين خصوص گفت: بعد از ظهر بيستم خرداد، يك دستگاه خودرو پيكان در اتوبان «شهيد عباس دوران» ، مقابل پارك سرخه حصار كه با ۵ سرنشين و با سرعت زياد در حال حركت بود، واژگون و از جاده منحرف شد كه بلافاصله دچار حريق شده و چهار سرنشين آن به نام هاي «مسعود» ، «علي» ، «مسعود» و «مهدي» به طور كامل در آتش سوختند.
به گفته وي اين در حالي بود كه «سعيد» سرنشين ۱۵ ساله خوش شانسي كه در هنگام واژگون شدن خودرو به بيرون پرتاب شده بود، زنده ماند و در شرايطي كه از نواحي مختلف بدن دچار شكستگي شده بود، به بيمارستان «امام حسين (ع)» منتقل شد. چهره جانباختگان از جمله راننده بر اثر شدت سوختگي قابل شناسايي نيست. پليس علت اصلي اين حادثه را سرعت بيش از حد و رعايت نكردن مقررات ايمني اعلام كرد.

حوادث
اجتماعي
اقتصادي
دانش فناوري
بـورس
زادبوم
خارجي
فرهنگ و آموزش
سياسي
شهر تماشا
سلامت
شهري
علمي فرهنگي
راهنما
ورزش
صفحه آخر
همشهري ضميمه
|  اجتماعي   |   اقتصادي   |   دانش فناوري   |   بـورس   |   زادبوم   |   حوادث   |   خارجي   |   فرهنگ و آموزش   |  
|  سياسي   |   شهر تماشا   |   سلامت   |   شهري   |   علمي فرهنگي   |   راهنما   |   ورزش   |   صفحه آخر   |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |