يكشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ - سال چهاردهم - شماره ۴۰۰۶ - Jun 11, 2006
شهر تماشا
Front Page

نقد
خنده به شرط چاقو
هوشنگ صدفي
000816.jpg
اين روزها هنرمندان حوزه هاي مختلف تلويزيون، موسيقي، ادبيات و سينمادوست دارند به نحوي از تجربيات مثبت و موفق ساير هنرمندان پيشكسوت بهره بگيرند، رفتاري كه به نوعي ريشه در تجربيات سينماي ملي ايران دارد، در سال هاي دور نيز برخي از سينماگران مقلد و نه مولف، تلاش داشتند تا با كپي برداري از تجربه هاي موفق سينمايي جهان، آنها را در آثار خود به شكلي پياده كنند.
عدم نظارت كيفي مطلوب در رسانه ملي نيز ناخواسته اين رويه را به نوعي ديگر باب كرده است، براي تماشاگران حرفه اي تلويزيون، مجموعه طنز، زندگي به شرط خنده در شبكه تهران نه تنها طنز مولف نيست بلكه نوعي برداشت از تجربه هاي موفق برنامه هاي طنز تلويزيوني در شبكه سوم سيما است.
شايد از منظر مخاطبان، برداشت از ساير برنامه هاي تلويزيوني آن چنان معمول و مقبول نيست با اين حال اين پرسش مطرح مي شود كه چگونه متوليان رسانه ملي اجازه داده اند كه دست اندركاران برنامه طنز تلويزيوني زندگي به شرط خنده از شخصيت هاي قبلي ساير شبكه ها براي پرمايه كردن برنامه هاي خود استفاده كنند؟ علاوه بر آن چرا رسانه ملي حق كپي رايت مولفان و مصنفان را در زمينه خلق آثار تلويزيوني رعايت نمي كند؟
عليرغم بازي خوب بازيگران مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده ، براي تماشاگران شبكه تهران اين مجموعه طنز تلويزيوني نمي تواند در رديف آثار و برنامه هاي خلاق قرار گيرد، در كليشه اي بودن اين مجموعه همين بس كه متوليان سازنده برنامه گاهي در بخش هايي از اين مجموعه تلويزيوني به ناچار از تيپ ها و فيلمنامه هاي موفق برنامه هاي طنز شبكه سوم سيما بهره گرفتند.
بازسازي بخشي از برنامه با مضمون مرده شور به نحوي تكرار قسمتي از مجموعه طنز تلويزيوني نقطه چين است، علاوه بر آن خلق تيپ خشايار مستوفي به عبارتي به نوآوري كارگردان زير آسمان شهر بر مي گردد، از اين رو بكارگيري تيپ هاي كليشه اي نه تنها باعث افت چنين برنامه هاي تلويزيوني شد بلكه حقوق مولفان برنامه هاي تلويزيوني را هم به شكلي مورد تهديد قرارداد.
البته چندي قبل يكي از نويسندگان اين برنامه مدعي شده بود كه افراد غيرحرفه اي به نگارش فيلم نامه هاي اين مجموعه مي پردازند بنابراين ضعف هاي حاصله در قصه پردازي نيز از اين آفت نشأت مي گيرد. در خاتمه اميدواريم شبكه هاي تلويزيوني صرفا با هدف سرگرمي و تفريح مخاطبان خود، حقوق اخلاقي و عرفي
دست اندركاران تلويزيوني را زير پا نگذارند، طبيعي است اگر چنين برنامه اي در سينماي ايران رخ مي داد مطمئنا طرح دعواي استفاده كليشه اي از تيپ هاي تكراري يا گرته برداري از قصه ها به محاكم حرفه اي كشيده مي شد ولي از آنجايي كه رسانه ملي پاي بند چنين قواعد و مقرراتي در حوزه كاركردي خود نيست و از سويي ديگر تهيه كنندگان تلويزيوني نيز علاقه ندارند براي دست يابي به حقوق حرفه اي خود در رسانه ملي بايكوت شوند از اين رو از طرح اين مسائل طفره مي روند.

سايه و روشن
محدوديت هاي مستند سازي در ايران
000819.jpg
ايسنا: دكتر حسين كرمي- مدير شبكه چهار سيما ـ مشكل توليد مستند در تلويزيون را در چند جهت قابل تامل دانست و گفت: سه مولفه اي كه باعث شده توليد مستند در ايران چندان فربه و پروار نشود، خيلي مشهود است. توليد مستند اگر به معناي واقعي آن اتفاق نيفتد گران تمام مي شود. كارهاي شبكه اي مانند BBC با بودجه و زمان محدود توليد نمي شود. بودجه هاي سرسام آوري صرف توليد مستند مي شود. ولي كاملا به لحاظ تجاري جواب مي دهد. مستندهايي مانند زندگي پنهان گياهان ، افق و زندگي جانوران كه از شبكه چهار سيما پخش شده در زمره  آثاري قرار مي گيرند كه گاهي براي خلق لحظاتي از آن ها تيم فوق العاده حرفه  اي با هزينه هاي قابل توجه كار مي كنند. اين امكان در تلويزيون ما وجود ندارد.
وي امكانات فني ساخت مستند در تلويزيون را محدود خواند و افزود: ساخت مستندهايي كه عموم مخاطبان را ميخكوب مي كند، با ابزار فني ما انجام شدني نيست. ما امكانات خيلي پيشرفته تري مي خواهيم.
زماني فيلمي مستند درباره زندگي جانوران در ايران توسط سيما فيلم و BBC ساخته شد كه كار موفقي از آب درآمد تيم فني اين مستند از سوي BBC آمده بودند و حتي به دوستان فني ما اجازه نمي دادند كه به دوربينشان دست بزنند. مدير شبكه چهار تاكيد كرد: اين كه در مستندهاي خارجي، تصاوير متفاوتي مي بينيد و انصافا بعضي جاها خيلي از كارهاي ساخته شده توسط ما قشنگ تر است به دليل امكاناتي است كه آن ها در اختيار دارند. دكتر كرمي پژوهش و نيروي توليد كننده ساختار مستند را از ديگر مشكلات اين بخش برشمرد و افزود: در توليد مستند خارجي با آدم هايي سروكار داريم كه زندگي را وقف حوزه مشخصي مي كنند. تحقيق و آموزش نيروي انساني در اين كشورها در سطح مناسبي است. با اين حال ما نيروي انساني كارآمدي در بخش مستند داريم، چرا كه اين ساختار به لحاظ تجاري مانند سينما عمل نكرده و علايق ويژه علمي است كه آدم ها را به حوزه مستند مي كشاند، بنابراين كارهاي قابل توجهي در ايران ساخته شده است. مدير شبكه چهار سيما با اشاره به مشكلات مالي سازمان صدا و سيما، خصوصا در سال 84 يادآور شد: صدا و سيما در سال گذشته با تنگدستي بعضي از حوزه ها را سرپا نگه داشت. با اين حال كارهاي مستند بسيار خوبي در شبكه چهار و مركز مستندسازي سيما ساخته شد.
در حال حاضر مستند علمي و اجتماعي در سطح خوبي در تلويزيون ما ساخته مي شود. مستند سياسي نيز توليد و هم تامين مي كنيم. در ادامه زين العابديني ـ مدير گروه مستند شبكه چهار سيما ـ نيز اظهار كرد: ممكن است بعضي بخش ها در مقاطعي تقويت شده باشند و به بعضي بخش ها كمتر پرداخته  باشيم. اما در 3-2 سال اخير سعي كرديم تصميم مناسب موضوعي در حوزه مستندسازي اتفاق نيفتد. حمايت هايي كه انجام مي شود باعث شده كه ساختار مستند چه به لحاظ تنوع موضوع و چه به لحاظ ارتقاي سطح، روند خوبي را طي كند. مدير گروه مستند شبكه  چهار سيما، يادآور شد: قبل از تاسيس شبكه  چهار سيما سطح تعريفي مستند در صدا و سيما پايين بود بعد از تاسيس اين شبكه سطح تعريف مستند، سال به سال ارتقا پيدا كرده و افق ديد سازمان صدا و سيما بر اين است كه در آينده از اين سطح نيز بالاتر برود.
صداوسيما سهمي ندارد
معاون سازمان صدا و سيما گفت: براي هر برنامه  تلويزيوني، به طور متوسط۱۰۰، هزار پيام كوتاه تلفن همراه و براي هر برنامه  راديويي۲۰، هزار SMS (پيام كوتاه) ارسال مي شود. مهدي افراسيابي اظهار داشت: در حال حاضر پنج شركت از مخابرات، مجوز بانك SMS دارند كه با صدا و سيما همكاري مي كنند برنامه هايي كه در راديو و تلويزيون مخاطبان توسط SMS با آن ارتباط برقرار مي كند، از طريق مركز گسترش فناوري اطلاعات انجام مي شود؛ به اين شكل كه هر برنامه  پسورد خاص خود را دارد و بر اساس طراحي كه ارايه مي دهد، نرم افزار مورد نظر براي آن برنامه تنظيم مي شود و در اختيار برنامه سازان قرار مي گيرد. وي افزود: براي هر برنامه  راديويي و تلويزيوني نيازي نيست كه خطوط SMS را افزايش دهيم، بلكه با همين چند شماره  كه در اختيار داريم، اعداد آخر را به تناسب هر برنامه جا به جا مي كنيم. به عنوان نمونه راديو ايران (شبكه  سراسري سابق)، در نظر دارد كه در آينده در 30 برنامه ي خود، از طريق SMS با مخاطبانش ارتباط برقرار كند، به همين منظور دو رقم آخر شماره را از صفر تا 30 متغير پيش بيني كرده ايم.
آخرين وضعيت سريال ها
مهدي فرجي، مدير گروه فيلم و سريال شبكه اول گفت: 4 ماه از تصويربرداري سريال اگر عشق نبود به كارگرداني فياض موسوي گذشته است.وي از محمد رجايي به عنوان تهيه كننده سريال اگر عشق نبود نام برد و افزود: اميدواريم ظرف سه ماه آينده تصويربرداري اين مجموعه تلويزيوني به پايان برسد. مدير گروه فيلم و سريال شبكه اول، درباره  ويژگي هاي سريال  اگر عشق نبود اظهار كرد: اين مجموعه تلويزيوني به سفارش ستاد مبارزه با مواد مخدر توليد مي شود كه به دغدغه هاي اجتماعي مي پردازد. مهدي فرجي همچنين فاز يك و دو سريال مدار صفردرجه را
پايان يافته قلمداد كرد و  افزود: تصويربرداري سكانس هاي مربوط به كشورهاي مجارستان، ايران و فرانسه به پايان رسيده و از مهرماه تصويربرداري فاز آخرين اين سريال در كشور سوريه يا لبنان آغاز مي شود. مدير گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما درباره سريال
در امتداد باران نيز گفت: اين سريال به كارگرداني بهرام بهراميان و تهيه كنندگي سيدرضا شكري اواسط ارديبهشت ماه 85 كليد خورد و پيش بيني مي شود كه تصويربرداري آن تا پايان شهريور ماه به طول بينجامد.
وي درباره ويژگي هاي مجموعه تلويزيوني  در امتداد باران گفت:  اين سريال به موضوعات اجتماعي و بعضي معضلات جامعه مي پردازد.

به بهانه پايان مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده
خنده ناتمام
صغري اميري
000813.jpg
پخش آخرين قسمت مجموعه تلويزيوني طنز زندگي به شرط خنده هفته قبل از شبكه تهران پخش شد. اين مجموعه تلويزيوني به كارگرداني مهدي مظلومي پس از نود شب پخش مستمر و انتقاد برخي از منتقدان تلويزيوني به نحوه استفاده از شخصيت هاي كليشه اي و گرته برداري از برنامه هاي موفق طنز شبكه هاي تلويزيوني اول و پنج بالاخره به كار خود پايان داد.
عليرغم پخش 90قسمت از اين برنامه، متأسفانه يا خوشبختانه منتقدان و متوليان فرهنگي آنچنان كه بايد و شايد در زمينه پخش شب هاي برره از خود حساسيت نشان داده بودند نسبت به اين مجموعه تلويزيوني طنز خيلي ريزبيني به خرج ندادند شايد هم مجموعه طنز تلويزيوني كليشه اي نيازي به نقادي جدي نداشت. در حالي كه شاهد بوديم بارها در طول پخش برنامه طنز شب هاي برره
زبان شناسان و منتقدان تئاتر و تلويزيون نسبت به آنچه كه مورد توجه دست اندركاران اين مجموعه تلويزيوني قرار نگرفته بود انتقاد مي كردند.
شايد يك دليل عدم انتقاد از برنامه طنز تلويزيوني زندگي به شرط خنده غيرخلاقانه بودن قصه ها، شخصيت هاي داستاني و تيپ سازي اين مجموعه تلويزيوني بود، به تعبيري ديگر منتقدان تلويزيوني وقتي دست به قلم مي برند كه تأثير و تأثر مثبت و منفي اين گونه از مجموعه هاي تلويزيوني را در جامعه احساس كنند. خوشبختانه و يا متأسفانه خط داستاني اين مجموعه تلويزيوني در سطح متوسط و هرازگاهي سطحي سير مي كرد و بنابراين برخلاف مجموعه هاي قبلي طنز، آنچنان مطلوبيت يا مقبوليتي را در جامعه رقم نمي زد. با اين حال از زماني كه دست اندركاران اين مجموعه طنز تلويزيوني مجبور شدند در روزهاي مناسبتي 14و۱۵ خرداد آن را از قالب طنز به سمت قالب داستاني صرف تغيير دهند ناخواسته منتقدان تلويزيوني و هنري نسبت به اين بدعت هنري واكنش نشان دادند. محمدتقي فهيم عضو انجمن نويسندگان و منتقدان خانه سينما در پي تغيير ساختار اين برنامه طنز تلويزيوني مي گويد: وارد كردن شخصيت هاي رزمنده در طنز،  بدعت خطرناكي است كه اگر مانع آن نشويم از اين به بعد برنامه سازان به دنبال اين بدعت مي روند. كارگردان اين مجموعه تلويزيوني و سازندگان آن سعي كردند با اين اتفاق جبران مافات و تحول موقتي را ايجاد كنند تا شايد بتوانند در باز خورد اين سريال تغييراتي را به وجود آورند. اما وارد كردن يك آدم جدي در مجموعه تلويزيوني طنز كه همه انتظار اتفاقات كميك از آن را دارند يك تناقض و پارادوكس به وجود مي آورد. چندي قبل يكي از نويسندگان مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده مدعي شد كه تكرار تيپ ها و قصه هاي اين مجموعه تلويزيوني باعث شد كه نويسندگان اوليه آن از ادامه كار انصراف بدهند.
بنابراين مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده در همان آغاز كار با اختلاف سليقه دست اندركاران خود مواجه شد ولي بعدها مهدي مظلومي كارگردان اين مجموعه تلويزيوني مطرح كرد كه نويسنده ياد شده به خاطر برخي از مشكلات كار از ادامه راه بازماند، از اين رو طرح اين موضوع كه قصه هاي مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده توسط صدابردار برنامه نوشته مي شود نيز در حد يك شايعه است!
البته بعدها ضعف شخصيت پردازي قصه ها، تكيه بر ديالوگ هاي طولاني، عدم استفاده از قالب طنز موقعيت و استفاده از شخصيت محوري خشايار مستوفي نشان داد كه عليرغم تبليغ دست اندركاران برنامه همچنان اين مجموعه طنز تلويزيوني با مشكلاتي در داستان و اجرا دست به گريبان است. بازگويي برخي از اين مشكلات از زبان بازيگران مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده نيز نشان داد كه عليرغم تأكيد اين نكته كه مشكلي نيست شرايط كار نشان مي داد كه مشكل هست! سحرولدبيگي بازيگر نقش پروانه كه از او شاهد بازيگري موفق در مجموعه هاي طنز تلويزيوني نقطه چين و پاورچين بوده ايم معتقد است: نويسندگان زندگي به شرط خنده در هر قسمت نقش پروانه را با يك مجموعه ويژگي ها مي نويسند، بنابراين پروانه شخصيت پردازي مناسبي ندارد از اين رو بازيگر نمي تواند براي آن شناسنامه خاصي ارائه كند. اين نقش خيلي معمولي است با اين حال تلاش مي كنم با وجود ويژگي هاي متفاوت در متن هاي گوناگون طوري اين نقش را ايفا كنم كه صددرصد لوس و خاله زنك نباشد و در عين قابل پخش بودن، با مخاطب ارتباط برقرار كند. وي در ادامه مي افزايد: متن هاي نمايشي به علت خط قرمزها و وقت كم تنها ويژگي  خاصي از زنان را برجسته مي كنند بنابراين تفاوت زيادي بين پروانه در زندگي به شرط خنده با شخصيت هاي طنز قبلي وجود ندارد. با اين وجود تلاش مي كنم كه نقش هايم در اجرا شبيه به هم نشود. صحبت هاي سحرولدبيگي به عنوان يكي از شخصيت هاي تأثيرگذار مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده نشان مي دهد كه تيم نويسندگان اين مجموعه تلويزيوني نتوانستند در خلق تيپ ها يا تبثيت  شخصيت هاي داستاني نقش جدي داشته باشند.
تجربه تيم نويسندگي شب هاي برره ، پاورچين و نقطه چين نشان داد كه عنصر تأثيرگذار در روند قصه طنز ثبات گروه نويسندگي است چرا كه گروه نويسندگي در طول 90 قسمت از پخش برنامه به خوبي مي دانند كه شخصيت هاي قرطاس، پروانه، خشايار،  افشار و غيره چگونه بايد باشند، اين نوع اشراف در خط سير كلي داستان مخاطبان را هم به نوعي از ادامه قصه ارضا مي كند چون مخاطبان انتظار دارند كه در حين تماشاي مجموعه طنز تلويزيوني از فراز و نشيب هاي شوك دار آن پرهيز كنند. ورود و خروج شخصيت ها در قصه تابع يك فرمول خاص سناريونويسي است بنابراين نويسنده آشنا به مجموعه هاي بلند تلويزيوني مي داند كه به راحتي شخصيت ها را نمي توان كم و زياد كرد چون هر قدر تعداد شخصيت هاي قصه افزايش يابد به ناچار گروه نويسندگي مجبورند براي زنده نگه داشتن شخصيت يا تيپ هاي خلق شده در مجموعه تلويزيوني فضاي مثبتي را به آنها بدهند، اين رويه اگر به اين صورت ادامه يابد به خودي خود زمان اصلي قصه هاي هر بخش كاسته مي شود. تجربه پخش قسمت هاي مختلف برنامه زندگي به شرط خنده نشان داد كه فرمول مشخص حرفه اي در زمينه قصه پردازي بر آن حاكم نبود وگرنه چه لزومي داشت كه بازيگران نقش آرزو، قرطاس و خشايار مستوفي از ضعف هاي موجود شخصيت پردازي قصه ها انتقاد كنند. بهنوش بختياري ، بازيگر نقش آرزو با اشاره به پخش 90قسمت برنامه مي گويد: بازيگر فرصت شخصيت پردازي خاصي در سريال هاي 90 قسمتي ندارد چرا كه متن ها را چند نويسنده مي نويسند و هريك از نويسنده ها به نوعي درباره شخصيت ها مي نويسد. بنابراين به عنوان بازيگر نمي توان يك شخصيت واحد را براي نقش ترسيم كرد و آن را در قسمت هاي ديگر ادامه داد.
در اين گونه كارها، هيچ چيز از پيش تعيين نشده است و بايد متن را گرفت و همان موقع جلو دوربين رفت بنابراين درباره شخصيت زياد نمي توان فكر كرد!
خشايار راد ايفاگر نقش قرطاس نيز بر اين باور است كه اگر بازيگر مدتي قبل از شروع ضبط برنامه از متن آگاهي يابد مي تواند روي نقش خود كار كند ولي اين فرصت در كارهاي هر شبي از او گرفته مي شود. قرطاس شخصيتي است كه به تدريج به آن رسيديم به اين ترتيب كه از ابتدا به عنوان فردي شكارچي در متن هاي سريالي مطرح نبود ولي در نهايت با توجه به ظاهر و صداي اين شخصيت به توافق رسيديم كه او به عنوان يك شكارچي به تصوير كشيده شود. وي درباره واژه قرطاس مي افزايد: قرطاس يعني كاغذ و كاغذبازي، بنابراين اين واژه به كارهاي اداري مربوط مي شود ولي نمي دانم چرا اين نام براي يك شكارچي انتخاب شده است!
عدم تداوم شخصيت پردازي در قصه هاي اين مجموعه تلويزيوني ناخواسته بازيگر را به اين صرافت مي اندازد كه خود به تعبيري اعتراف كند كه چرا در اين برنامه از اسمي استفاده مي شود كه هيچ ارتباطي با شخصيت قصه ندارد.
بازنگري در شخصيت هاي آرزو، پروانه، جهان، افشار و قرطاس نشان داد كه عدم تداوم شخصيت پردازي در آنها، كم كم ارتباط آنان را با مخاطبان كمرنگ مي كند و اگر شخصيت محوري و تأثيرگذار خشايار مستوفي را به
يك باره از مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده حذف كنيم شايد بتوان گفت كه مجموعه تلويزيوني لطمه مي خورد، همان طور كه بعدها در طول روند قصه، كم كم شخصيت جهان كمرنگ و كمرنگ تر شد!
مهدي مظلومي نيز در يك موضع گيري نقادانه درباره مجموعه تلويزيوني زندگي به شرط خنده گفت: اين مجموعه به دليل نداشتن شاخص هاي معين براي برنامه سازي، در سخت ترين مقطع 10سال اخير تلويزيون توليد مي شود. در مقطع كنوني به عنوان سازندگان برنامه نمي دانيم كه چه خوب است و چه بد!
طرح اين نكات از زبان كساني كه 90 شب ميهمان مخاطبان شبكه تهران بوده اند مي تواند اين باور را مطرح كند كه وظيفه طراحان و برنامه ريزان شبكه هاي تلويزيوني چيست؟ آيا نبايد مديران رسانه ملي در زمينه ساخت برنامه هاي طنز و بايد و نبايدها و قالب هاي مشخصي را طراحي و ارائه كنند؟

چاووش
سيماي ايران در جام جم
مهر: اخبار شبكه جام جم به گونه اي است كه شرايط داخلي كشور را براي بيننده ايراني مقيم خارج از كشور روشن كند و انعكاس مناسبي از اين شرايط ارايه دهد.
محمود احمدي افزادي، مدير كل اخبار و برنامه هاي سياسي شبكه هاي جهاني جام جم گفت: من نزديك به 10 سال است كه از ابتداي راه اندازي شبكه هاي جهاني جام جم به صورت متناوب در اين سمت فعاليت كرده ام. اخبار براي مخاطب خارج از كشور به جهت اتفاقات يكسان است، تفاوت در نحوه پردازش خبر است. براي ايراني خارج از كشور اخبار با ارزش عاطفي از اهميت بيشتري برخوردار است و موقعيت ايران در يك عرصه خاص يا مشكلات داخلي از اهميت كمتري نزد آنها بهره مي برد. مخاطب ايراني خارج از كشور به خاطر اينكه با تبليغات يا فضاي رواني متفاوتي مواجه است و تصوير درستي از شرايط كنوني جامعه ايراني برايش ترسيم نمي شود، به اخبار داخلي بيشتر متكي مي شود و اخبار و برنامه هاي سياسي شبكه جام جم برايش اهميت بيشتري پيدا مي كند.
وي افزود: تصويري كه در ابتداي امر در خصوص اخبار شبكه جام جم حاكم بود و اين كه ما بايد به طور مشخص اخبار مثبت پخش كنيم اين تفكر درستي نيست. يك خبر با توجه به ارزش دربرگيري از اهميت بيشتري برخوردار مي شود. براي نمونه مسئله زلزله با توجه به تبعات و تلفاتي كه در پي دارد از استقبال بيشتر مخاطبين مواجه مي شود. زلزله بم با توجه به وسعت فاجعه آميزي كه داشت با نهايت و دقت پوششي خاصي مورد توجه قرار گرفت و حتي در برخي موارد سريعتر و كامل تر از شبكه هاي ديگر، از سوي جام جم پوشش داده شد. احمدي افزادي در زمينه تمايل بينندگان به تماشاي اخبار شبكه جام جم گفت: ارزيابي ها نشان مي دهد كه شبكه هاي ايراني خارج از كشور - موسوم به شبكه هاي لس آنجلسي - مخاطب داخل را نشانه مي گيرند و اين مسئله نشان مي دهد كه مخاطبين ايراني خارج از كشور چندان تحت تأثير مطالب اين شبكه ها قرار ندارند. زيرا مشكل اصلي ايراني ها در خارج از كشور كمبود وقت است. يعني شرايط ايراني هاي مقيم خارج با مخاطبين داخلي مطابقت ندارد. آنها به سختي كار مي كنند و زندگي برايشان دشوارتر است و اين فراخي زمان كه در اختيار ايراني هاي داخل كشور قرار دارد، براي آنها امكان پذير نيست. بنابراين آنها فرصتي براي تماشاي تمامي شبكه ها ندارند و بايد گزيده عمل كنند. مزيت بزرگ ديگري كه ما از آن برخوردار هستيم، مزيت جغرافيايي است. يعني اينكه ما در داخل كشور قرار داريم و كاملاً طبيعي است كه امكان دسترسي به اخبار داخلي را در سطح وسيعي داشته باشيم و از اين بُعد كاملاً دست نيافتني هستيم.

|   اجتماعي    |    اقتصادي    |    دانش فناوري    |    بـورس    |    زادبوم    |    حوادث    |
|   خارجي    |    فرهنگ و آموزش    |    سياسي    |    شهر تماشا    |    سلامت    |    شهري    |
|   علمي فرهنگي    |    راهنما    |    ورزش    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |