شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۵ - سال چهاردهم - شماره ۴۰۵۲ - Aug 5, 2006
فرهنگ و آموزش
Front Page

خطاي قهرمانان را به افتخاراتشان ببخشيم!
شكوه تقديسيان
009894.jpg
مجله رشد نوآموز، يكي از نشريات دانش آموزي وزارت آموزش و پرورش است كه با شمارگاني بالغ بر ۹۰۰ هزار نسخه در ماه براي دانش آموزان كلاس هاي دوم و سوم ابتدايي منتشر مي شود. سردبير اين مجله، خانم شكوه تقديسيان از معلمان پيشكسوت آموزش و پرورش است كه علاوه بر سردبيري اين مجله، تأليف بيش از ده كتاب آموزشي را نيز در كارنامه خود دارد.
وي، با نگاهي فرهنگي به رويدادهاي دنياي فوتبال كشورمان در ماه هاي اخير، ديدگاه هاي خود را در اين زمينه اعلام داشته و به نوعي، از زاويه ديد يك معلم روزنامه نگار، بي حرمتي به فوتباليست هاي پيشكسوت را مورد بررسي قرار داده است.

در يكي از روزنامه هاي روز شنبه سي و يكم تيرماه عكسي از علي دايي، چاپ شده و در كنارش نوشته بود: «تيم ملي بدون علي دايي». شاهد اتفاق عجيبي نيستيم. هر انساني اعم از قهرمان و هنرمند و غيره، روزي مي آيد و روزي هم خداحافظي مي كند. اما با ديدن اين عنوان، سفر و مأموريت اداري چندي پيش خود به استان اردبيل را به ياد آوردم. خاطره جالبي است. تمامي مغازه هاي اردبيل، روي درهاي كشويي مغازه، بلااستثنا و به طور هماهنگ، تصويري از يك توپ فوتبال، به ياد قهرمان محبوب شهرشان داشتند. شهري با ويژگي هاي ممتاز، كه به قهرمانان خود افتخار مي كند.
بعد بلافاصله، خاطره بازي هاي تيم فوتبال ايران در جام جهاني را به ياد آوردم. سرزنش ها و انتقادهاي فراواني كه نصيب بازيكنان تيم شد. من نه اهل فوتبال هستم و نه قواعد بازي را مي دانم و نه با ورزشكاران آشنا هستم. به آنچه روي داده است، فقط از جنبه اجتماعي و اخلاق مدني نگاه مي كنم.
ما ملت پرافتخاري هستيم. با قدمت و تمدن چند هزار ساله، كه بعضي عادت هايش اگر ناموزون بوده است، در زلال پاك اخلاق اسلامي تطهير شده است. در چنين شرايطي، واكنش عده اي را، غير منطقي و خلاف آداب اجتماعي مي دانم. تيم ملي ما، قبل از رفتن به ميدان نبرد، غرق در دعا و ثنا و گل و شادي و سرور بود. اين تيم قهرمان، سمبل مليت پرافتخار ايراني و سمبل آرزوهاي نهفته يكايك ما در عرصه ميهن  دوستي، غرور ملي و برتري اسلامي بود.
اعضاي تيم، پا طلايي و سر طلايي و جوانمرد و دلاور بودند. ما گاهي به طور غيرمنطقي سوژه ها را بزرگ مي كنيم، بعد هم به طور غيرمنطقي، آنها را كوچك مي شماريم. در مورد تيم ملي خود، واقعيت را فراموش كرده بوديم. شك نيست كه بعد از هزينه هاي بسيار و صرف وقت و انرژي، هر ملتي از قهرمانان خود، انتظار برنده شدن دارد. ولي گذشته از شانس و تصادف كه در موفقيت بعضي ها نقش دارد، بايستي منطقي فكر كنيم. از تيمي كه به لحاظ قوه بدني، قدرت مقابله با قهرمانان ديگر را ندارد، چگونه مي توان انتظار بيشتري داشت؟
ما براي رسيدن به جام جهاني بسيار هزينه كرده بوديم و رفتن به چنين عرصه اي، براي ما افتخار بزرگي بود. اما آيا همه هدف، اين بود كه قهرمان فوتبال جهان شويم؟ يا به دوره هاي بعدي بازي ها راه پيدا كنيم؟ آيا با تجربه جهاني كمي كه داريم، اين انتظارات دور از منطق نبوده است و آيا بعد از بازيها، با همه خوب و بدهايش بايد طلبكار قهرمان هايمان باشيم؟
قهرمان در هر زمينه و هر رشته، انساني است خلاق، شايسته و منتخب و قابل احترام. نه تنها در صحنه هاي قهرماني، كه حتي در عرصه شكست.
از آنجا كه در خانه فقط يك گيرنده تلويزيوني داريم، من هم گاهي اجباراً فرصت تماشاي مسابقه ها را پيدا مي كردم. مسابقه فرانسه و ايتاليا را ديدم و حركت ناموزون و تعجب آور زيدان را. عجبا كه از قهرماني كه از زمين بازي اخراج شد و حركت ناشايستي انجام داد، دولت و ملت فرانسه، استقبال شاياني كردند و زيدان با عزت و احترام از صحنه خارج شد. قصد من مقايسه اين قهرمان شايسته فرانسوي با هيچ كس ديگر نيست. اما حق شناسي حكم مي كند، به پاس افتخار آفريني هاي قبلي، به خطاهاي لحظه اي يك قهرمان، به ديده اغماض نگاه شود. شايستگي اجتماعي و اخلاقي يك ملت، تشويق و تأييد قهرمانانش به وقت پيروزي نيست، بلكه تحمل آستانه خطاست كه با خاطره پيروزي هاي قبلي و افتخارات به دست آمده قهرمان بالا مي رود. صبوري يك ملت، هنگام تنش و سختي، زمينه ساز موفقيت هاي بعدي مي شود. در جريان جام جهاني، كار به آنجا كشيد كه من در يك مصاحبه تلويزيوني با مردم عادي كودك ۸ يا ۹ ساله اي را ديدم كه با كلمات و جمله هايي نازيبا، دروازه  بان تيم ملي را به نقد و انتقاد گرفته و او را مورد بي احترامي قرار مي داد. اين كودك، يكي از ۹۰۰ هزار دانش آموزي است كه ناسلامتي، من و همكارانم برايش «مجله» منتشر مي كنيم.
چه كسي و چه چيزي اين كودك معصوم را آنچنان تحت فشار قرار داده است كه فنروار، حتي حرمت بزرگتر بودن دروازه بان و قهرمان خود را رعايت نمي كند و يكباره كلمه هاي معترضانه، از دايره فنر خشم و خودكم بيني او رها مي شود و سكوت غضب آلود اطرافيان را معني دار مي كند.
ما در مجله هاي رشد، براي كودكان و نوجوانان، صبور بودن، احترام گذاشتن به افراد جامعه و داشتن ديدگاه مثبت نسبت به آنان كه براي سرفرازي ايران زحمت مي كشند را مطرح مي كنيم و انتظار بازخورد مناسب داريم و آن را بخش مهمي از تقويت هويت ملي مي دانيم. اما وقتي همه حرمت ها و عزت ها با تعداد گل هاي زده شده خورد مي شد و با رقم و عدد و نه با حفظ حرمت انساني و ايراني، لوث مي شود و سيماي ايران هم آن را به نمايش مي گذارد، آيا انگيزه قهرمان شدن را در جوانان تخفيف نمي دهد؟ شايد جواني با استعداد، با خود بگويد، من تا زماني كه روي سكوي اول ايستاده ام، مورد پذيرش و مهر هموطنانم هستم و اگر از سكو پايين بيايم، فاجعه دامنگير من مي شود؛ و اين حسي است كه روحيه خلاقيت  و تلاش را در جوانان تضعيف مي كند.
من قهرمانان تيم ملي را نمي شناسم. اما همگي براي من قابل احترام هستند. به عنوان كساني كه پرچم ايران را در آن جايگاه جهاني برافراشته كردند، سرودها و ترانه ها در وصف پلان ايران زمين ساخته و خوانده شد و شايستگي ايراني به تجلي درآمد. متأسفانه موفقيت هاي اجتماعي هميشه مورد تشويق و تكريم نيست. چه بسا كوته نظري و تنگ چشمي، راه را بر واقعيت مي بندد. علي دايي يك قهرمان شناخته شده فوتبال بوده است. بجاست به همه قهرمان هاي خود افتخار كنيم و خطاهايشان را به افتخاراتي كه آفريده اند، ببخشيم. يادمان باشد كه ما ملتي بزرگ و بخشنده هستيم و قهرمان هاي ما فرزندان ما هستند و آنها هم يادشان باشد كه در شكست و پيروزي خصال خوب ايراني خود را فراموش نكنند.

پيام مديريت
هشت راهبرد اساسي براي مديران
مهشيد باستاني پورمقدم
009897.jpg
۱- رويكرد امروزي سازمان ها به سمت فناوري اطلاعات، تنها براي انجام امور محاسباتي نيست، بلكه اين رويكرد، ابعاد وسيعي از جنبه هاي سازمان و مديريت را تحت الشعاع قرار مي دهد. يكي از حركت هاي مهم مديران در سازمان ها، استفاده بهينه از فناوري اطلاعات به صورت خريد خدمات اطلاعاتي از مؤسسات و شركت هاي معتبر در بيرون از سازمان يا ترغيب نيروهاي داخلي سازمان به انجام برخي خدمات اطلاعاتي و به كارگيري نرم افزارهاي آموزشي و پژوهشي است.
۲- مستندسازي يافته هاي علمي و تجارب روزمره، يكي از مهم ترين فعاليت هايي است كه مديران بايد به آن اهتمام بورزند. از طريق گزارشات مستند، نه تنها انتقال يافته ها به سايرين صورت مي گيرد، بلكه افراد كم تجربه و تازه كار نيز مي توانند براي ارتقاي سطح يادگيري به صورت خودآموز از آن بهره ببرند. اگر افراد زيرمجموعه در نگارش ضعيف بودند، بايد سعي كنيد از يك ويراستار حرفه اي كمك گرفته و يا از طريق برگزاري دوره هاي آموزشي، اصول صحيح نگارش را نيز به كاركنان بياموزيد.
۳- در دنياي مديريت امروز، فقط تصميم گيري خوب كافي نيست، بلكه بايد عالي تصميم گرفت. زيرا از طريق تصميمات عالي، سازمان در مسير فرصت هاي طلايي راهبري مي شود. منطق تصميم گيري استراتژيك در دو عبارت خلاصه مي شود: شناخت فرصت ها و تمركز منابع بر آن. فراموش نكنيد نه گفتن لازمه تصميم گيري استراتژيك است. منابع ارزشمند سازمان ها محدود است و به كارگيري فلسفه مديريت استراتژيك در تصميم گيري هاي روزمره، رويكردي است كه سازمان ها را در مسير گزينه هاي بهتر به پيش مي برد.
۴- يك مدير بايد تساهل و تسامح را مدنظر قرار دهد، اما بايد كرانه هايي را براي بردباري خود در نظر بگيرد. معمولاً سخن گفتن از بردباري آسان است، اما آنچه كه بايد موضوع بردباري يا عدم بردباري مدير باشد، اغلب به شرايط بستگي دارد. فراموش نكنيم مديران مجاز نيستند انديشه ها را بياموزند؛ بلكه بايد انديشيدن را آموزش دهند و اين تفكر علمي و عقلاني است كه بايد مبناي عمل قرار بگيرد. مديران مي توانند در برابر بسياري از عقايد شخصي بردبار باشند، اما لازم است در مقابل نهادينه شدن انديشه هاي غيرعلمي و آراي بي پايه در سازمان سرسختانه بايستند.
۵- توجه به ارتقاي بهره وري و بينش آفريني يكي از فرمان هاي ضروري عمليات مديريتي است. بهره وري عبارت است از بهترين و مناسب ترين روش ها براي انجام يك كار صحيح و درست. آنچه مسلم است اين كه آينده غير از گذشته است و سازمان ها با توجه روزافزون به اهميت بهره وري و اثربخشي و بهينه سازي منابع و امكانات به سوي توسعه و رفاه فراگير پيش مي روند. بسياري از سازمان ها عناصر ارتقاء بهره وري را در اختيار دارند، مديران بايد اين عناصر را فعال و پويا كنند و يكي از اين عناصر «وجدان كاري» است كه در مقوله بهره وري عاملي حياتي و تعيين كننده به شمار مي آيد.
۶- غني سازي و تقويت شالوده هاي دانشي سازمان يكي ديگر از فرمان هايي است كه مديران بايد به آن توجه خاصي داشته باشند. جامعه اطلاعاتي امروز با افراد دانشور و سازمان ها دانشكار سروكار دارد. افراد در سازمان ها بايد همواره مهارت هاي لازم را در خلق، پالايش، توزيع و به كارگيري و ارتقاي سودمندانه دانش مفيد كسب كنند و اين مهم، فقط به دست مديران دانا امكان پذير خواهد بود. در اينجا منظور از دانش، اثبات تجربه هاي سودمند، انواع مهارت ها، دانش هاي معنوي و روحاني و دانش هاي فرهنگي است.
۷- در عصر دانايي، امروز تغييرات سريع علم و تكنولوژي توسعه روش ها و الزام مبادلات بين المللي سبب شده تا سازمان ها براي رشد خود از عوامل ارزنده و متناسب براي رفع نيازهاي درون و برون گروهي استفاده كنند و نگرشي جهاني داشته باشند تا بتوانند براي رقابت هاي پيش بيني نشده آمادگي لازم را پيدا كنند. مديران اين سازمان ها بايد اعضا را تشويق كنند تا با كنار گذاشتن شيوه هاي معمول و منسوخ تفكر، انديشه هاي بديع و خلاق ارايه كنند. به عنوان مثال مديران مي توانند ضمن هماهنگي نشست خلاقه حل مسأله با استفاده از فن طوفان مغزي گام هاي مهمي را بردارند. آنها مي توانند ابتدا توجه افراد سازمان را به يك موضوع خاص جلب كنند، سپس فضايي خلاق ايجاد كرده و به افراد اجازه آفرينش ايده هاي نوين دهند و سپس ايده ها را ارزيابي و تحليل نموده و بعد قابليت اجرايي ايده هاي برگزيده را در سطح سازمان به نمايش بگذارند.
۸- يكي از مشخصه هاي بارز سال هاي اخير، اهميت يافتن مطالعه سير تحولات آينده است. در جهان امروز رشته اي به نام «آينده پژوهي» نشو و نما پيدا كرده است و اين نشان مي دهد كه در خصوص آينده نگري و آينده پژوهي تحولي در جهان رخ داده و در آغاز هزاره جديد زمينه براي مطالعات آينده نگر افزايش يافته است. سال ۲۰۰۰ تنها مقطع سال واحد نبوده، بلكه آغاز يك دهه، سده و هزاره است. امروز پس از گذشت ۶ سال از اين مقطع انگيزه هاي نوين ايجاد شده و با مرور اطلاعات حوزه هاي مختلف نظير علم، آموزش، فرهنگ و... نگاهي عميق به آينده دارند. بسياري از پيش بيني هايي كه در گذشته براي ترسيم آينده (يعني امروز) انجام شده بود، به شكست  منجر شده و بسياري ديگر درست از آب درآمده است. به هر تقدير با داشتن چشم انداز مديران در واقع گام هاي معني داري به جلو برمي دارند. در اين مورد، مديران آينده را يقيني نمي انگارند، بلكه آينده را چندگونه تلقي مي كنند. چشم انداز، آينده را صرفاً تداوم گذشته نمي داند. بلكه در ترسيم چشم انداز مدل هاي كمي مورد استفاده قرار مي گيرد. مشاوران توسعه بين المللي با توجه به چشم اندازهاي ترسيم شده معتقدند در دهه آينده پروژه هاي عظيمي اجرا خواهد شد. بزرگراه هاي جهاني، فرودگاه هاي عظيم، ابر متروها، داشتن كدهاي جهاني و شماره تلفن اختصاصي افراد و ايجاد جاده ابريشم جديد كه اروپا را به حاشيه اقيانوس آرام متصل مي سازد و نظاير آن ها از پيش بيني هايي است كه دير يا زود به مرحله ظهور و بروز خواهد رسيد.

|   اجتماعي    |    ادب و هنر    |    اقتصادي    |    دانش فناوري    |    بـورس    |    زادبوم    |
|   حوادث    |    بين الملل    |    فرهنگ و آموزش    |    سياسي    |    شهر تماشا    |    سلامت    |
|   شهري    |    ورزش    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |